تركمانچاي - گلستان |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
علل بی توجهی مردم ایران شمالی به مسأله قرهباغ
احمد کاظمی
یکی از مسایلی که همواره تعجب محافل و فعالان مستقل سیاسی در خصوص ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) را به دنبال دارد، نوعی بیاعتنایی عمومی به مناقشه قرهباغ در این جامعه میباشد. کمتر توریستی است که پس از دیدار از باکو و دیگر شهرها متوجه این موضوع شود که حدود 20 درصد از خاک ایران شمالی از آن جدا شده است. چرا که بر رسانههای باکو عملاً فضایی که نشاندهنده اشغال شدن 20 درصد از خاک ایران شمالی باشد، حاکم نیست و در سطح شهرهای مختلف بخصوص باکو نیز آثاری نظیر مجسمه یک شهید و … که نشاندهنده مناقشه قرهباغ باشد وجود ندارد. همین موضوع باعث شده است که رفته رفته با گذشت زمان مناقشه قرهباغ در اذهان عمومی به فراموشی سپرده شود. در باکو که صدها مجسمة ریز و درشت در آن نصب شده، و حتی مجسمة تمام قد زنی را که پیشتاز بیعفتی و کشف حجاب بوده نصب کردهاند، نمیتوان یک مجسمة کوچک از سربازی یافت که در قرهباغ کشته شده است.
در خصوص علل خمودگی جامعه ایران شمالی نسبت به مسئله قرهباغ به دلایل مختلفی میتوان اشاره کرد. مهمترین دلیل آن است که دولت میکوشد فضایی لاییک و دنیوی بر جامعه حاکم کند. حیدرعلیاف بارها با افتخار تمام میگفت که « دولت دنیوی» برپا کرده است! طبیعی است که در دولت دنیوی « شهید» نمیتواند مورد احترام باشد و از آن گذشته، مردم هرگز به خاطر « دولت دنیوی» و تداوم حکومت سردمداران فاسد و عشرتطلب فرزندان خود را قربانی نمیکنند. دلیل دیگر این است که مردم عمدتاً باور دارند که قرهباغ قربانی « جنگ قدرت در باکو» شده است و حتی جامعه این باور را دارد که برخی سران نظامی و سیاسی در مقابل دریافت پولهای کلان به نیروهای نظامی دستور عقبنشینی داده و اراضی را به ارامنه واگذار کردهاند. دلیل سوم طولانی و فرسایشی شدن مناقشه قرهباغ به واسطه دخالتهای بیگانگان بخصوص کشورهایی نظیر آمریکا و فرانسه است که میلیاردها دلار در صنعت نفت سواحل باکو و خط لوله باکو ـ جیهان سرمایهگذاری کردهاند. ترکیه نیز که مشکلات تاریخی با ارمنستان دارد، و تداوم مناقشة قرهباغ را به سود خود میبیند به حل مناقشه قرهباغ تمایل ندارد. همة اینها باعث شده که مردم ایران شمالی و بخصوص نسل جوان در ایران شمالی اهمیت زیادی به موضوع ندهد.
دلیل دیگر، عدم توجه رسانههای جمعی باکو بخصوص رسانههای دولتی به مسئله قرهباغ است. اغلب رسانههای باکو یا پیگیر منافع صنفی بوده و اغلب دروازه ورود فرهنگ مبتذل غرب به جامعه میباشند.
عامل دیگر، عدم توجه کافی به مسئله قرهباغ در کتب درسی و مراکز آموزشی دولتی است. بر این موضوعات باید تلاشهای گسترده غرب برای عادیسازی مناسبات ایروان و باکو بدون حل مناقشه قرهباغ را نیز اضافه کرد. در عین حال مشکلات گسترده اقتصادی در میان مردم ایران شمالی که بر اساس آمار بانک جهانی بیش از 70 درصد آنها زیر خط فقر به سر میبرند، باعث کاهش توجهات به مسئله قرهباغ شده است. به طوری که در انتخابات بیشترین توجه مردم به مسئله بهبود وضعیت معیشتی خود میباشد و مسئله قرهباغ پس از این موضوع مورد توجه است.
در این میان، اغلب احزاب به ویژه احزاب غربگرا نیز آنچنانکه باید، کارکرد لازم در مورد مناقشه قرهباغ ندارند. احزاب غربگرا همسو با درخواست کشورهای غربی و زورگو تمایلی به طرح گسترده و مستقل و ملی مسئله قرهباغ ندارند تا کشورهای غربی بتوانند به آسانی برنامههای خود را در خصوص قرهباغ به پیش ببرند و افکار عمومی را برای پذیرش طرحهای ناعادلانه صلح آماده سازند.
در چنین شرایطی است که چنانچه شرکت اخیر وزیر کشور ارمنستان در نشست وزرای کشور جامعه همسو در باکو نشان داد، در اتفاق نادری در جهان نماینده رسمی یک کشور تجاوزگر در نشست کشور مورد تجاوز واقع شده شرکت میکند و جالب اینکه تنها حزب اسلامی و سازمان آزادی قرهباغ است که به این موضوعات اعتراض میکنند. شکی نیست که ادامه این روند حاکمان قرهباغ را برای جدا کردن رسمی این منطقه از ایران شمالی در چارچوب طرح صلح ننگین غرب امیدوارتر خواهد ساخت.
در جریان سفر اخیر وزیر کشور ارمنستان به باکو، عدهای از جوانان اسلامگرا که قصد برپایی تجمعی اعتراضآمیز داشتند، دستگیر و راهی زندان شدند. از سوی دیگر، الهامعلیاف دیدارهای مختلفی با کوچاریان (رییس جمهور ارمنستان) انجام میدهد و حتی اخیراً هیأتی شامل عدهای از سیاستمداران، هنرمندان و شاعران باکو به ریاست پولادبلبلاوغلو سفیر باکو در مسکو به قرهباغ سفر کرده و با رییس جمهور استقلالطلب قرهباغ دیدار و گفتگو کردند. این اتفاقها نشان داد که دولت باکو به هیچوجه تمایل ندارد، مردم ایران شمالی مناقشة قرهباغ را مورد توجه قرار دهند. این در حالی است که دولت باکو با اقدامات مختلف رسانهای، و نیز اقداماتی که از طریق سفارت و کنسولگری خود در تهران و تبریز انجام میدهد (مانند برگزاری مصاحبة مطبوعاتی، انتشار آگهی در مطبوعات پیرامون مسایلی مانند خوجالی، پرداخت رشوه به برخی مدیران مطبوعات محلی) تلاش میکند که آذریهای ایران را علیه ارمنستان برانگیرد و یک فتنه و دشمنی در قالب « ارمنی ـ آذری» در ایران ایجاد کند. اما تلاشهای پیدا و پنهان دولت باکو برای رخنه در میان آذریهای ایرانی ناکام مانده است. زیرا آذربایجانیهای ایران از شعور سیاسی بالایی برخوردار هستند و میدانند که دولت باکو نیز مانند دولت ایروان تجاوزگر است. هماکنون صدها تن از نیروهای مسلح دولت باکو در عراق و افغانستان تحت فرماندهی آمریکاییها حضور دارند و به سرکوب و کشتار کسانی که از وطن خود دفاع میکنند، مشغول هستند. سفارت و کنسولگری باکو در تهران و تبریز، اقدامات ویژهای علیه آذریهای ایران نیز اعمال میکند و از صدور ویزا به کسانی که در گذرنامه خود ویزای ارمنستان دارند، خودداری میکند. با این حال هماکنون هزاران تن از آذریهای ایران به فعالیت اقتصادی و تحصیل در ارمنستان مشغول هستند و میتوان گفت که استان آذربایجان شرقی در ایران و استان قارص در ترکیه عمدهترین تجارت را با ارمنستان دارند. اخیراً شهردار قارص از دولت ترکیه درخواست کرد که مرز بین استان قارص و استانهای مرزی ارمنستان به صورت فعال مورد استفاده قرارگیرد. این مسایل حاکی از آن است که دولت باکو به علت وابستگی شدید به قدرتهای خارجی بخصوص آمریکا و به بهای تداوم حاکمیت خود بر مردم ایران شمالی، مناقشة قرهباغ را به دست زمان سپرده است و تبلیغات ظاهری این دولت برای رخنه در میان آذریهای ایران و مردم ترکیه نیز خریداری ندارد. زیرا در ظاهر دولت باکو همة امکانات را برای حل مسأله قرهباغ در اختیار داردکه از جمله این امکانات میلیاردها دلار درآمد حاصل از نفت، بهرهمندی از بودجة کلان نظامی و داشتن جمعیتی حدود دو برابر ارمنستان است. اما بعد از امضای توافق آتشبس توسط حیدرعلیاف در سال 1994 (1373)، دولت باکو تاکنون هرگز توافق با ارمنستان را نقض نکرده و تا ابد نیز این توافق را نقض نخواهد کرد!؟
| لینک | ۱۳۸۸/۱/٦ - آذر جانان |

