تركمانچاي - گلستان |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
انتشار شماره تازه مجله وزین ایران شمالی
شماره تازه مجله ایران شمالی
مجله ایران شمالی یکی از دستاوردهای فرهنگی مهم و درخشان استان اردبیل است. امروز شماره تازه این مجله ( شماره 11 و 12 ) را از روزنامه فروشی گرفتم . انصافا با دیدن شماره تازه ایران شمالی ذوق زده شدم ... مدتی بود که پیگیر شماره تازه آن بودم . مطالب متنوع و زیادی درباره مسایل ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) در ان درج شده است . مطالبی درباره مسولیت آذری های ایران به عنوان اکثریت آذری های جهان در قبال اقلیتهای آذری قفقاز و دیگر نقاط ، بیداری اسلامی در ایران شمالی ، زندگینامه آیت الله سید حسین بادکوبه ای ، نگاهی به مکاتبات منظوم شعرای قفقاز با استاد شهریار ، شاعران پارسی گوی داغستان و... مطالب و مقالات به قلم نویسندگان شناخته شده ای مانند استاد دولت آبادی ، هادی اردبیلی ، عبدالله جعفری ، استاد جلالا محمدی ... نگارش یافته است.
امیدوارم شماره تازه این نشریه خواندنی را از روزنامه فروشی های اردبیل تهیه و مطالعه کنید...
| لینک | ۱۳٩۱/٢/۳٠ - آذر جانان |
اعتراف دولت باکو به تعلق
هفده شهر قفقاز به ایران
علی اف رییس دولت باکودر گفتگو با هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ، به تعلق تاریخی هفده شهر قفقاز به ایران اذعان کرد و از ایران در خواست کرد که منطقه قفقاز را حفظ کند.
اکبر هاشمی رفسنجانی که در زمان فروپاشی شوروی و رهایی اراضی قفقازی ایران از تسلط روسیه – که با انعقاد عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای از ایارن جدا شده بود – مسولیت ریاست جمهوری را برعهده داشت ، به واسطه روابط دولتی و حتی شخصی خود با مسولان سیاسی جمهوری های رها شده از تسلط روسیه ارتباطات زیادی داشت و کمکهای خاصی نیز به این افراد و جمهوری های رها شده انجام می داد.
هاشمی رفسنجانی در تازه ترین گفتگوی مطبوعاتی خود ، گوشه ای از دیدگاههای سران برخی جمهوری های استقلال یافته را درباره ایران فاش کرد ، مسایلی که در کتابهای خاطرات هاشمی ذکر نشده اند و شاید جزو اسرار به شمار می روند.
به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی، هاشمی رفسنجانی در آخرین گفتگوی خود با فصلنامه مطالعات بین المللی به تمایل حیدر علی اف ( از کارگزاران دیرینه حزب کمونیست و سازمان ک گ ب شوروی ) برای الحاق جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) به ایران اشاره کرد.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به دوره ریاست جمهوری خود گفت : سران برخی کشورهای مشترکالمنافع بهترین دوستان من بودند و حامی آنها پس از استقلال، جمهوری اسلامی ایران بود که در زمان دولت من بود." "آقای نیازوف که کشورش مرکز مهم گاز منطقه است به من میگفت که شما بیایید گاز ترکمنستان را معامله کنید و در اختیار شما باشد تا این بحثها پیش نیاید. در حال مذاکره بودیم که عمر دولت من تمام شد و دیگران دنبال نکردند."
هاشمی رفسنجانی افزود : در تاجیکستان، در قزاقستان، با این عظمت، اسرارشان را به ما میگفتند. چون آنها مرکز مهم فضایی شوروی سابق بودند. به علاوه مراکز مهم موشکهای ده کلاهکی که به سمت دنیا نشانه گرفته بودند در آنجا بود و همه اینها را میگفتند که چه کار میکنند و با ما مشورت میکردند.
در این گفتگو که از طریق خبرگزاری فارس نیز منتشر شده ، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره کشورهای ایجاد شده در اراضی قفقازی ایران گفت :واقعاً در شمال ایران در قفقاز، گرجستان و جمهوری آذربایجان، صمیمیترین دوست ما بودند." "در جمهوری آذربایجان در یک جلسه رسمی که خبرنگاران هم حضور داشتند، آقای حیدر علیاف به من گفت که هفده شهر قفقاز متعلق به شماست و باید اینها را حفظ کنید. ما با شما هستیم."
شایان ذکر است پس از فروپاشی شوروی ، وضعیت فلاکت بار اقتصادی جمهوری های نوپیدا مانند ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) و ترکمنستان و ... را در برگرفت به حدی که در آن زمان حیدر علی اف که عنوان حاکم نخجوان ( رییس مجلس عالی نخجوان ) فعالیت داشت ، سوخت مورد نیاز خودروی خود را پیدا نمی کرد و سوخت مورد نیاز وی و منطقه نخجوان را جمهور یاسلامی ایران تامین می کرد. علاوه بر این ، وضعیت فلاکت بار اقتصادی و گرانی سرسام آور و از سوی دیگر فروپاشی مراکز اقتصادی و غارت آنها توسط مسولان ، موجب شیوع قحطی در این مناطق شده بود و در این وضعیت ، جمهوری اسلامی ایران میلیونها تن مواد غذایی و گندم به صورت رایگان به مردم اراضی قفقازی هدیه می کرد. حیدر علی اف هر هفته یا دوهفته یکبار در تبریز و تهران حضور می یافت . در این وضعیت حیدر علی اف خواستار الحاق مناطق قفقازی به ایران بود و به حقایق تاریخی مانند تعلق هفده شهر قفقاز به ایران ، آشکارا و در حضور خبرنگاران اعتراف می کرد ، اما حیدر علی اف بعد از پیوند با امریکا و صهیونیسم و در اختیار قرار دادن منابع انرژی کشور در اختیار شرکتهای غربی تحت عنوان « قرار داد قرن » و در حقیقت فروش امتیاز 80 در صد باقیمانده کشور به غرب و صهیونیسم ، نه تنها از با دشمنان اسلام و ایران به همکاری پرداخت ، بلکه حتی حقایق تاریخی مانند تعلق 17 شهر قفقاز به ایران را منکر شد . حیدر علی اف در حمله امریکا به افغانستان و عراق به طور کامل با جورج بوش ( ریس جمهور جنایتکار امریکا ) همکاری کرد و علاوه بر اینکه زمین و آسمان ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) را در اختیار نیروهای مسلح امریکا قرار داد ، صدها تن از سربازان ارتش باکو را برای کشتار مسلمانان به عراق و افغانستان اعزام کرد که عده ای از این نیروهای اشغالگر نیز کشته شدند. به پاس خدمات گسترده حیدر علی اف به امریکا و صهیونیسم ، دولتهای غربی از دستیبابی فرزند وی ( الهام علی اف ) به قدرت حمایت کردند و اکنون قریب 20 سال است که خانواده حیدر علی اف حاکمیت باکو را در اختیار گرفته و به طرز دیکتاتوری حکومت می کنند.
دولت باکو مواضع خود را همواره بر اساس سیاستهای غرب تنظیم میکند و دشمنی با مسلمانان افغانستان و عراق ، همکاری با صهیونیسم علیه مقاومت لبنان و فلسطین و تبلیغ علیه گروههای مقاومت ، دشمنی با نظام سوریه ، و فعالیت مستمر علیه جمهوری اسلامی ایران بخصوص همکاری اطلاعاتی با امریکا و صهیونیسم ، حمایت از گروههای تروریست ضد ایرانی و تبلیغ علیه ایران و تشیع و مرجعیت شیعه از اقدامات دایمی دولت باکو می باشد.
دولت الهام علی اف اخیرا دهها تن از اسلامگرایان ، روحانیون و فعالان هیاتهای مذهبی را دستگیر و زندانی کرده است.
گزارش افشاگرانه یک روزنامه معروف باکو درباره همکاری دولت الهام علی اف با اسراییل در ترور دانشمندان هسته ای ایران
روزنامه ینی مساوات ( مساوات نو ) چاپ باکو گزارشی درباره دستگیری گسترده فعالان دینی توسط دولت الهام علی اف و اقدامات ضد ایرانی این دولت منتشر کرد. در این گزارش آمده است:
موج جدیدی از حبس و بازداشتها درجمهوری آذربایجان آغاز شده است. طی چند روز اخیر بیش از20 نفر از اسلامگرایان در منطقه نارداران و نیز عده ای از دینداران و روحانیون مناطق مختلف از جمله گنجه ، باکو ، لنکران ، جلیل آباد ، سومقاییت و ... توقیف شده اند. از افراد بازداشت شده میتوان سیمور زینال اف ساکن باکو، حاجی مهدی محمداف رییس اتحادیه اجتماعی ارزشها، سهراب قلی اف ساکن سومقاییت، الهام علی اکبراف عضو حزب اسلامی شاخه گنجه و نیز دو روحانی به نامهای الهام و آصف علی اف، همچنین ایلقار علی اف روحانی «گوی تپه» از توابع جلیل آباد و یکی از دینداران به نام نادر علی اف و نیز آنار بایراملی خبرنگار کانال تلویزیونی "سحر" ایران و رامیل داداش اف راننده این کانال تلویزیونی نام برد که توسط ماموران امنیتی و پلیس بازداشت شده اند.
به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ، در ادامه گزارش روزنامه مساوات نو آمده است : الهام علی اف متعاقب ارسال یادداشت اعتراض از سوی ایران به دولت باکو پیرامون همکاری اطلاعاتی دولت باکو با اسراییل در ترور دانشمندان هسته ای ایران ، طی سفر به بلژیک با مسوولان ناتو دیدار کرده است. وی همچنین پس از بازگشت به باکو عازم منطقه قبا شده و در بخش «قرمزی قصبه» با ساکنان یهودی این بخش دیدار کرده و به این شیوه نشان داده است که در مصاف بین ایران و غرب در کنار غرب قرار دارد.
روزنامه یئنی مساوات دستگیری اسلامگرایان توسط دولت باکو را به عنوان یک سناریوی از پیش طراحی شده معرفی کرده و نوشته است :
سال گذشته نیز بر اساس یک سناریوی مشابه موجی از بازداشت دینداران در سطح جمهوری آذربایجان (ایران شمالی )آغاز شد. با اینکه عده ای از افراد بازداشت شده مدتی پس از دستگیری آزاد شدند، ولی اغلب آنها طی محاکمه های ساختگی به حبس های طویل المدت محکوم شدند. علیرغم آنکه اغلب دینداران اکنون به اتهام حمل اسلحه و مواد مخدر زندانی هستند، ولی میتوان حدس زد که تا چند روز دیگر اتهامات دیگری علیه این افراد عنوان خواهد شد.
ناطق مفسر سیاسی در باکو معتقد است که حبس های اخیر باید از منظر تنش در مناسبات ایران و دولت باکو مورد تحلیل قرار بگیرد. وی با ابراز این عقیده که حبس های مزبور در بحبوحه اوجگیری تنش در مناسبات دو کشور انجام میگیرد، گفته است: « تنش سیاسی در مناسبات دو کشور که با اقدامات ضد ایرانی و غیرقابل قبول دولت الهام علی اف آغاز شده ،اکنون وارد فاز اقتصادی می شود. صدها کامیون ایرانی طی دفعات متعدد در مرز توسط مرزبانان باکو برای مدت طولانی توقیف شده اند. از سوی دیگر باید توجه داشت که متاسفانه جمهوری آذربایجان امروز به میدان مبارزه سرویسهای جاسوسی کشورهای خارجی علیه ایران مبدل شده است. تحت هر شرایطی که در نظر گرفته شود، این مایه تاسف است. زیرا این بدان معنا است که وقتی پایتخت باکو به میدان مبارزه این سرویسها مبدل شده، رویارویی و انفجارهایی که فردا بوقوع خواهد پیوست، نه در تل آویو پایتخت اسراییل، بلکه در باکو روی خواهد داد. از اینرو، کشیدن مساله به این سطح، از بیخ اشتباه است».
عاکف حمید اف تحلیلگربرجسته سیاسی در باکو در این باره می گوید : اینکه فعالان اسلامی و یا کسانی که علاقه دارند احکام اسلام را در زندگی خود اجرا کنند ، توسط سرویسهای امنیتی دولت باکو دستگیر می شوند با هیچ منطقی سازگار نیست و اینگونه دستگیریها نه تنها نفعی برای دولت نخواهد داشت بلکه اسلامگرایان را برای ادامه مسیر درست خود مصمم خواهد کرد.اینکه دولت مساجد را تخریب می کند و شهروندان را تحت فشار و آزار قرار می دهد تا به مسجد نروند ، یا از حجاب اسلامی استفاده نکنند و نماز نخوانند و روزه نگیرند و از عزاداری در ایام محرم خودداری کنند ، یک سیاست قرون وسطایی است.
عاکف حمید اف در پاسخ به این سوال که منابع دولتی اعلام می کنند که اسلامگرایان به جرم مواد مخد ر یا نگهداری سلاح و مهمات دستگیر شده اند و در محافل خصوصی میگویند که اسلامگرایان به دلیل اینکه تحت تاثیر ایران هستند دستگیر شده اند ، گفت : دستگیری انسانها به این دلیل که تحت تاثیر ایران و انقلاب اسلامی قرار گرفته اند با هیچ منطق و قانونی جز منطق دیکتاتوری یا منطق سفارش دستگیریها از خارج سازگار نیست. در جمهوری آذربایجان ، انسانهای متعددی تحت تاثیر روسیه ، ترکیه ، انگلیس ، صهیونیسم و امریکا هستند ، شبکه تلویزیونی وابسته به حکومت تحت تاثیر آشکار صهیونیسم و حکومت ضد بشری اسراییل ، گزارشهای زیادی به نفع این حکومت ضد بشری پخش می کنند ، چرا اینها دستگیر نمی شوند؟
حمید اف افزود : همه می دانند که ارتباط امنیتی و اطلاعاتی گسترده ای میان دولت باکو و رژیم صهیونیستی برقرار است و همکاری باکو با این رژیم در پروژه های ضد ایرانی از جمله ترور دانشمندان هسته ای ایران غیر قابل انکار است ، چرا که عامل ترور دانشمند هسته ای ایران ، بعد از دستگیری با دلایل کامل سفر خود به باکو و اینکه تجهیزات لازم را در فرودگاه باکو از افسر موساد دریافت کرده اثبات کرده است و به همین دولت باکو در موضع انفعالی و شرم آوری قرار گرفته است و به جای پذیرفتن مسولیت و تغییر سیاستهای اشتباه خود ، با اتخاذ تاکتیک فرار به جلو ، دامنه تبلیغات علیه ایران همسایه و دستگیری فعالان اسلامی و آزادیخواهان را گسترش داده است.
| لینک | ۱۳٩۱/۱/٢۳ - آذر جانان |
بیانیه شاعران و نویسندگان تبریز :
سفیر دولت باکو و معاون ضد اسلامی وی
باید از ایران اخراج شوند.
اهانت جوانشیر آخوندف سفیر دولت ضد اسلامی باکو در تهران به ساحت مرجعیت شیعه و نیز اظهارات ضد اسلامی - اخلاقی معاون وی ( ابراهیم غفار اف ) در دفاع از همجنس بازی ، بازتاب گسترده ای در کشور بخصوص منطقه آذربایجان داشته است.
به گزارش واحد خبری حرکت آزادیبخش ایران شمالی ، جوانشیر آخوندف سفیر دولت ضد اسلامی باکو ، چندی پیش طی مصاحبه ای ضمن توجیه اعمال و اقدامات ضد اسلامی دولت حاکم بر ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) در تخریب مساجد وممنوعیت حجاب اسلامی در میان شیعیان این منطقه ، مراجع عظام تقلید را که در مقابل اقدامات اسلام ستزانه دولت باکو موضع گیری کرده بودند به بی اطلاعی از وضعیت جمهوری آذربایجان متهم کرد. هنوز خشم افکار عمومی از این یاوه گوییهای سفیر باکو به سردی نگراییده بود که معاون وی – ابراهیم غفاراف – طی مصاحبه ای در دانشگاه تهران به صراحت از همجنس بازی دفاع کرد و آزادی همجنس بازان در سایه حمایت دولت باکو و برگزاری مراسم ویژه همجنس بازان کشورهای مختلف در باکو را موجب افتخار دولت باکو دانست. غفار اف گفت : دولت باکو به رعایت حقوق بشر درباره همجنس بازان افتخار می کند !!
انتشار اظهارات سخیف جوانشیر آخوندف و ابراهیم غفاراف که سالهاست در سفارت باکو در تهران فعالیت دارند ، خشم و التهاب افکار عمومی بخصوص خشم مردم غیور آذربایجان را برانگیخته است.
کانونهای دانشجویی در تهران با اقداماتی مانند صدور بیانیه های اعتراض آمیز خواستار برخورد جدی وزات امور خارجه با ماموران دولت باکو و اخراج آنها شده اند. دانشجویان خواستار برگزاری تجمع اعتراض آمیز در مقابل سفارت دولت باکو در تهران هستند... کانونهای دانشجویی تبریز نیز بر اخراج ماموران هتاک و ضد اسلامی دولت باکو از ایران اصرار دارند و انتظار میرود تجمع دانشجویان تبریز در مقابل کنسولگری رژیم باکو در این شهر برگزار شود. علاوه بر دانشجویان شاعران و نویسندگان تبریز با صدور بیانیه ای خواستار اخراج سفیر باکو و معاون وی از ایران شدند.
در بیانیه جمعی از شاعران و نویسندگان تبریزآمده است : منطقه آذری نشین قفقاز از هنگام جدایی از ایران با انعقاد عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای همواره با مصیبتهای سهمگینی روبرو بوده است. از جمله این مصیبتهای بزرگ کشته شدن صدها هزار تن از شیعیان آذری قفقاز توسط حکومت کمونیستی در تصفیه های داخلی سالهای 1937 است. بسیاری از این کشتگان یا دهها هزار نفری که با دستور استالین و کارگزاری جلادانی چون میرجعفر باقر اف و حیدر علی اف ( از سران حزب کمونیست باکو ) به یخبندان سیبری رانده شدند و جان باختند ، روشنفکران مذهبی ، علما و فعالان دینی بودند. در جنگ دوم جهانی نیز سران باکو با هماهنگی مسکو صدها هزارتن از اهالی شیعه قفقاز را با ضرب و زور و اجبار به جبهه های جنگ روسیه با آلمان راندند و به قتل رساندند. از مصیبتهای بزرگ مردم ایران شمالی ( شیعیان قفقاز ) ممنوعیت آموزشهای دینی ، تعطیلی مساجد و رواج فرهنگ مسیحی – کمونیستی در دوره شوروی بود. با فروپاشی شوروی امید میرفت که اینگونه سیاستهای ضد دینی – انسانی نیز پایان یابد. اما آزاید مردم دو سه سال بیشتر به طول نینجامید . مردم دراوایل فروپاشی به بازگشایی مساجد و حوزه های علمیه ، سفرهای زیارتی به خراسان و عتبات ، تاسیس هیات های مذهبی حسینی ، تاسیس احزاب اسلامی و ... پرداختند. با بازگشت دوباره حیدرعلی اف در سال 1994 ( 1373 ) به قدرت ، بار دیگر انجام سیاستهای دوره کمونیسم آغاز شد.دستگیری و کشتار فعالان اسلامی ، تخریب مساجد ، واگذاری قره باغ به ارمنستان و امضای توافقنامه آشتی با ارمنستان ، گسترش روابط با دولت صهیونیستی ، واگذاری منابع نفت سواحل باکو به شرکتهای امریکایی – انگلیسی در ازای حمایت غرب از حکومت دیکتاتوری ، ممنوعیت حجاب اسلامی ، ممنوعیت آموزش قرآن در مدارس دولتی و مساجد و جرم دانسته شدن آموزش قرآن کریم از جمله اقدامات حیدر علی اف بود که بعد از مرگ وی توسط پسرش الهام علی اف ادامه یافته است.
در ادامه این بیانیه آمده است :
دامنه تقابل دولت ضد اسلامی باکو با اسلام و بخصوص شیعیان به جایی انجامید که ترجمه کتاب موهن آیات شیطانی در برخی نشریات باکو منتشر شد و به همین نیز اکتفا نگردید و مقالاتی در اهانت به ساحت قدسی پیامبر اعظم ( ص ) و ائمه اطهار علیهم السلام نیز در مطبوعات بادکوبه منتشر گردید. اکنون جسارت و گستاخی دولت کوچک و وابسته باکو به جایی رسیده است که سفیر وی در تهران به ساحت مرجعیت شیعه اهانت می ورزد و دیپلمات بدنام و مشهور به همجنس بازی که نفر دوم سفارت باکو درتهران است ، آشکارا از همجنس بازی دفاع میکند و دفاع از همجنس بازی و تشکیل همایشهای همجنس بازان را در باکو موجب افتخار دولت باکو معرفی می کند ؟ به راستی چه شده است که این ماموران سیاسی دولت کوچک باکو حتی در تهران نیز به اهانت به مقدسات مسلمین ادامه میدهند ؟! وزارت امور خارجه چه رفتاری با این موجودات بدنام و بی ادب و هتاک در پیش گرفته که اینگونه جری شده اند ؟...آیا همین تعلل ها باعث نشده است که شیعیان سرزمینهای قفقازی همچنان داغ جدایی وطن اصلی شان ایران را بر جگر داشته باشند ؟ .. . بعد از انعقاد عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای شیعیان قفقاز سالها برای پیوستن به ایران با نیروهای روسیه تزاری جنگیدند و هزاران شهید دادند . در هنگام وقوع جنگ جهانی اول ، چهره های شاخص سیاسی و فرهنگی شیعیان قفقاز با امضای تومارهای وصال به سران دوت ایران مراجع کرده و خواستار پیوستن به ایران شدند. هنگام فروپاشی شوروی و در حالی که مردم میلیونها مسلمان قفقازی با انجام راهپیمایی های صدها هزار نفری در باکو خواستار پیوستن به ایران بودند ، اقدام عملی لازم برای الغای عهدنامه های سیاه گلستان و ترکمانچای انجام نشد و تنها به کمکهای گسترده اقتصادی و ... به شیعیان ایرانی قفقاز اکتفا گردید ، در حالی که آنچه موجب رهایی این مردم مظلوم میشد ، پیوستن به وطن نیاکان ، پیوستن به وطن اصلی یعنی ایران اسلامی بود... اکنون کار به جایی رسیده است که دولت کوچک باکو که جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) را به مستعمره غرب و صهیونیسم تبدیل کرده ، نه تنها در داخل با اسلام و مسلمین مبارزه میکند و مساجد را ویران و حجاب اسلامی را ممنوع می سازد ، بلکه دامنه فعالیتهای اسلام ستیزانه خود را به داخل ایران هم گسترش داده است !؟
بیانات سفیر باکو و معاون وی در اهانت به ساحت مرجعیت شیعه و دفاع از همجنس بازی و لواط کاری و ... در تهران – پایتخت جهان تشیع و انقلاب اسلامی – به هیچ وجه قابل توجیه و اغماض نیست . کمترین اقدام وزارت خارجه جمهوری اسلامی اخراج این موجودات از ایران و عودت دادن آنها به الهام علی اف است.
موج جدید دستگیری گسترده فعالان مذهبی و
روسای هیات های عزاداری توسط دولت باکو
دولت باکو موج تازه ای از دستگیری فعالان مذهبی و روسای هیات های عزاداری را آغاز کرد .
به دنبال انجام دستگیریهای گسترده فعالان اسلامی طی ماههای اخیر از جمله دستگیری دکتر محسن صمداف ، چهره برجسته حرکت بیداری اسلامی در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) و صدها تن از فعالان اسلامی طی مراحل مختلف ، دولت باکو از روز پنجشنبه گذشته ، مرحله ای دیگر از دستگیری نیروهای مذهبی را آغاز کرد.
بنا به گزارشهای رسیده از باکو ، عملیات دستگیری گسترده فعالان مذهبی بخصوص روسا و سازمان دهندگان هیات های حسینی در شهر های مختلف از جمله گنجه ، باکو ، لنکران ، جلیل آباد ، شماخی ، ترتر ، نارداران و برخی مناطق دیگر از ساعات نیمه شب پنجشنبه گذشته با یورش نیروهای ویژه پلیس و ماموران امنیتی به منازل افراد کورد هدف آغاز شد و از نیمه شب پنجشنبه تاکنون دهها تن از فعالان مذهبی دستگیر و به مکانهای نامعلوم انتقال داده شده اند.
عملیات گسترده دستگیری فعالان مذهبی بخصوص جوانان فعالان در هیاتهای حسینی بعد از آن انجام میگیرد که دولت باکو ، اخیرا تبلیغات گسترده ای را علیه مرجعیت شیعه و نسبت دادن فعالیتهای تروریستی به نیروهای اسلامی به راه انداخته است . در این باره دولت باکو با پخش فیلمهای کوتاهی درباره به اصطلاح فعالیت تروریستی دو جوان شیعه که در نظر داشتند ، دو صهیوینست را ترور کنند ، تلاش کرد افکار عمومی را نسبت به دستگیری فعالان مذهبی و روسای هیات های مذهبی فریب دهد. این فیلم که در کارگاه وزارت امنیت باکو MTN )تولید شده است ، داستان دو شهروند باکویی است که از طریق ارتباط با افرادی در ایران می خواهند دوعنصر صهیونیست را در باکو ترور کنند.
این در حالی است که پیش از این دولت باکو ، چنین فیلمهای فانتزی را نمایش داده بود از جمله حدود سه سال پیش ، وزارت امنیت باکو اعلام کرد که حدود بیست نفر از گروه سپاه مهدی را که با ایران در ارتباط بوده اند دستگیر کرده است ، اما اعلامیه صادره از وزارت امنیت در این باره به قدری ناشیانه بود که مورد تمسخر برخی نشریات باکو قرار گرفت. درباره فیلم اخیر نیز نشریه « یونی مساوات » چاپ باکو – ارگان جبهه خلق – نوشت : بر همگان معلوم است که این فیلم غیر واقعی است و هر زمان تنش میان امریکا و ایران بیشتر میشود ، دولت باکو از اینگونه فیلمها پخش می کند.
اگر چه رسانه های دولت باکو همواره علیه اسلام و ایران تبلیغات منفی خود را ادامه می دهند ، اما موج سنگین و تازه تبلیغات علیه مرجعیت شیعه و جمهوری اسلامی ایران ، بعد از انتشار مواضع مراجع عظام تقلید بخصوص مواضع قاطع و موثر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی ( دام ظله العالی ) در مقابل اقدامات ضد دینی دولت باکو از جمله تخریب مساجد ، و نیز روشن شدن گوشه ای از نقش دولت باکو در همکاری با رژیم صهیوینستی در ترور دانشمندان هسته ای ایران آغاز شد. برخی عناصر تروریستی که در عملیات ترور دانشمندان هسته ای ایران نقش داشته اند ، بعد از دستگیری اعتراف کرده اند که با افسران امنیتی موساد در باکو ملاقات کرده و توسط آنها به اسراییل برده شده اند. در حالی که انجام اینگونه اقدامات بدون همکاری دستگاه امنیتی باکو با موساد میسر نبوده است.
شایان ذکر است دولت باکو از سالها قبل ، انتشار کتابهای شیعی از جمله رساله های مراجع تقلید ، تشکیل هیات های عزاداری حسینی ، سفر به خارج از کشور برای آموزش علوم دینی را ممنوع اعلام کرده است.
دستگیری گسترده فعالان هیاتهای مذهبی توسط دولت باکو در واقع اعلام جنگ مستقیم این دولت با مکتب حضرت سیدالشهدا علیه السلام است . گفتنی است با توجه به سیاست مستمر دولت باکو در نسبت دادن اتهامهای ضد اجتماعی مانند قاچاق مواد مخدر ، نگهداری اسلحه و مهمات و... انتظار می رود ، دولت باکو دستگیری گسترده فعالان مذهبی و هیاتهای عزاداری را به این موارد نسبت دهد. علاوه بر اتهام قاچاق مواد مخدر و نگهداری سلاح و مهمات که دولت باکو به فعالان اسلامی نسبت می دهد ، اخیرا این دولت استفاده از شیوه های رایج در دوره شوروی را نیز درباره نیروهای مخالف و فعالان مذهبی آغاز کرده است . در این شیوه بعد ازاعمال شکنجه های جسمی و روانی ، خوراندن قرص های تغیر رفتاری از طریق غذا به متهم ، اعلام میشود که متهم بیماری روانی و دچار اختلال حواس و رفتار است. بدینگونه هم سلامت روحی و جسمی متهم دچار آسیب می شود و هم هر گونه ادعای واقعی متهم درباره شکنچه ماموران دولتی ، به عنوان اظهارات یک بیمار روانی تلقی میگردد.
در پایان باید گفت متاسفانه شیعیان جمهوری آذربایجان در شرایط سیاسی بسیار سختی به سر می برند ، و اقدامات وحشیانه دولت باکو در حق آنان ، تحت الشعاع امواج خبری دیگر قرار گرفته است . این در حالی است که رفته رفته رفتار دولت باکو با شیعیان بخصوص فعالان اسلامی و هیاتهای حسینی ، بی پرواتر و وقیحانه تر شده است و در کنار آن ، دستگاههای تبلیغاتی این دولت از جمله شبکه های تلویزیونی « آز تی وی » ، « آینس » ، « آ تی وی » ، « شبکه اجتماعی » ، « لیدر » ،« اسپیس » و... و مطبوعات وابسته ، تبلیغات منفی خود را درباره احکام اسلام ، مرجعیت شیعه و ایران اسلامی فعالیت خود را تشدید کرده اند. مقامات باکو در مصاحبه ها و سخنرانی ها علیه احکام مسلم اسلام موضع گیری میکنند و رفته رفته دامنه اینگونه موضع گیریها به داخل ایران نیز کشیده شده است. اخیرا جوانشیر آخوندف سفیر باکو در تهران ، طی مصاحبه ای اهانت آمیز به ساحت مراجع تقلید ، آنان را که در مقابل تخریب مساجد توسط دولت باکو موضع گیری کرده اند به بی اطلاعی و د استن تصویری نادرست از اقلیم تحت حاکمیت الهام علی اف متهم کرد ، هنوز مدتی از این موضوع نگذشته بود که غفارابراهیم اف نفر دوم سفارت باکو در تهران طی مصاحبه ای از برگزاری همایش همجنس بازان و مراسم رژه آنها در باکو دفاع کرد وبرگزاری این همایش را اقدامی در راستای حمایت از حقوق بشر دانست.
علیرغم موضع گیریهای گروههای دانشجویی کشور ، صدور بیانیه ها اعتراض آمیز از سوی مطبوعات و شاعران و نویسندگان تبریز و در خواست اخراج سفیر باکو از تهران و اطلاع رسانی گسترده سایت تابناک در این باره ، هنوز وزارت امور خارجه حرکت موثری در این باره انجام نداده است. این در حالی است که ابراهیم غفار اف به علت ادقاماتی مرتبط با همجنس بازی قبلا توسط وزارت خارجه افغانستان از این کشور اخراج شده است.
بیانیه اتحادیه روشنفکران ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان )
درباره دستگیری گروهی اسلامگرایان :
دولت باکو تا کی به ساز بیگانگان خواهد رقصید ؟
به دنبال بازداشت گسترده اسلامگرایان توسط دولت باکو از جمله بازداشت دو خبرنگار سیمای آذری سحر شبکه تلویزیونی جمهوری اسلامی ، اتحادیه روشنفکران جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) بیانیه ای صادر کرد. در این بیانیه آمده است : «خبر بازداشت آنار بایراملی خبرنگار نمایندگی شبکه تلویزیونی «سحر» جمهوری اسلامی ایران در باکو باعث نگرانی شدید ما شد. ما نامبرده را بعنوان یک بنده مومن خداوند که مردم و کشور خود را دوست دارد، می شناسیم. شک نداریم که این بازداشت به معنی مستقیم این کلمه سفارشی، مغرضانه و دارای انگیزه سیاسی می باشد».
به گزارش واحد خبری حرکت آزادیبخش ایران شمالی ، در این بیانیه همچنین آمده است: «جای بسی تاسف است که امروز بیان حقایق، دفاع از عدالت و نیز زندگی عادلانه و با معنویت درجمهوری آذربایجان ( ایران شمالی )به امری خطرناک و قابل پیگرد و مجازات تبدیل شده است. کسانی را که چنین طرز زندگی شرافتمندانه ای را برای خود انتخاب کرده اند، به چشم دشمن قسم خورده می بینند، آنها را مورد ضرب و شتم قرار می دهند، آنها معرض تعقیب و انتقاد قرار می گیرند ، شکنجه شده و حتی کشته می شوند. ماموران جنایتکار دولت باکو گمان می کنند که می توانند به جیب هر کسی تریاک بیاندازند و به او تهمت بزنند. آنها می پندارند که می توانند هر کسی را که حاضر به مدح دولت نمی شوند و سینه شان را در مقابل سیل دروغ و ریاکاری در کشور سپر کرده اند، دستگیر و محاکمه کنند، اراده شان را بشکنند و به آنها توهین بکنند...و ناجوانمردانه اعلام کنند که جرم این افراد قاچاق مواد مخدر و نگهداری سلاح و مهمات است ، اتهامی که در باره همه فعالان دینی از سوی دولت دیکتاتوری الهام علی اف تکرار می شود.
ما بر این عقیده هستیم که بازداشت آنار بایراملی و راننده خودروی خبرنگاری و نیز گروهی از دینداران بی گناه حمله ای مستقیم به ارزشهای دموکراتیک است. زیرا حقوق و آزادی های بشر، آزادی بیان و اعتقادات دینی بار دیگر توسط دشمنان این آزادی ها زیر پا گذاشته می شود. صد حیف که کشور ما اگر چه ظاهرا مستقل است ، ولی هنوز هم آزاد نیستیم .
ما قاطعانه خوستار آزادی فوری آنار بایراملی و سایر دینداران بازداشت شده ای هستیم که به اتهامهای ساختگی و منطبق با اتهامزنی های دستگاه جاسوسی دوره شوروی دستگیر شده اند. ما نهادهای امنیتی و انتظامی دولت باکو را به رعایت قوانین و انصراف از عادت رقص کردن به ساز بیگانگان، فرا می خوانیم. »
| لینک | ۱۳٩٠/۱٢/٩ - آذر جانان |
سفر وزیر کشور باکو به ارمنستان
رامیل اوسوب اف وزیر کشور دولت باکو بعد از انجام یک سفر دو روزه به ارمنستان و انجام دیدارهای مختلف به باکو بازگشت .
سفر وزیر کشور دولت باکو به ارمنستان در پاسخ به سفر پیشنین وزیر کشور ارمنستان به باکو صورت گرفت. هنگام سفر وزیر کشور ارمنستان به باکو برخی تشکلهای اسلامی – ملی تظاهرات اعتراض آمیز برگزار کردند که توسط پلیس سرکوب شدند.
به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی از واحد مطبوعاتی وزارت کشور دولت باکو، اوسوب اف برای شرکت در اجلاس شورای وزرای کشور "کشورهای مستقل مشترک المنافع" که در ارمنستان برگزار شد انجام گرفت و طرفین اقدامات سازنده ای انجام دادند.
در این اجلاس قرار است وزرای کشور کشورهای مستقل مشترک المنافع و مقامات باکو – ایروان چشم انداز همکاریهای وزارتخانه های کشور و چگونگی اجرای برنامه های بین دولتی در رابطه با مبارزه با جرم و جنایت را مورد مذاکره قرار دادند.
سفر وزیر کشور دولت باکو به همراه هیاتی از مقامات سیاسی به ارمنستان در حالی انجام شد که رژیم باکو ، سفر مقامات کشورهای همسایه مانند ایران و ترکیه به ارمنستان را اقدامی علیه خود ارزیابی کرده و علیه این کشورها تبلیغات میکند.
شوی مبارزه با فساد مالی توسط علی اف برای آمریکا نیز قانع کننده نبوده است
به دنبال انجام نمایشهای مختلف توسط دولت باکو که به فساد گسترده مالی در جهان مشهور است ، روزنامه آزادی چاپ باکو نوشت : سطح بالای فساد مالی در دولت باکو یکی از مسایل اصلی در روابط باکو واشنگتن باقی مانده است. به نحوی که گستردگی این فساد اجرای برنامه های مشترک اقتصادی را با مشکل روبرو کرده است.
به گزارش روزنامه آزادی ، منبع امریکایی که نخواست نامش فاش شود، گفته است: متاسفانه، مبارزات دولت باکو با فساد مالی یک مبارزه نمایشی و قلابی است و مقامات باکو در مرداب فساد مالی غرق شده اند.
مارتین اسپکلر استاد اقتصاد دانشگاه ایندیانا و مولف کتاب اقتصاد کشورهای قفقاز و آسیای مرکزی نیز به نوبه خود گفته است: سرمایه گذاران غربی به دلیل وجود فساد مالی و مشکلات اقتصادی در باکو از نبود ضمانت ها برای سرمایه های خود نگران هستند. علاوه بر این، هنوز خطرات اقتصادی ناشی از کاهش قیمت نفت و گاز و احتمال تغییر نرخ ارز باقی مانده است. دفاع از حقوق بازرگانان خارجی در دادگاههای باکو غیر ممکن است. زیرا، دادگاهها در جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) مکمل نیستند. دادگاهها با دستور مقامات دولتی رای صادر می کنند و از استقلال حداقلی نیز برخوردار نیستند.
برگزاری دادگاههای نمایشی مانند دادگاه دکتر محسن صمد اف رهبر حزب اسلامی در ایران شمالی که یک شخصیت خوشنام شناخته شده در بین مردم است نشان داد که مسولین قضایی باکو فقط با دستور مقامات دولتی و امنیتی رای صادر می کنند . در چنین کشوری سرمایه گذاران هرگز احساس امنیت نمی کنند.
سازمان آزادیبخش قره باغ خواستار آزادی اسلامگرایان شد
سازمان آزادیبخش قره باغ که اعضای آن به دلیل اعتراض به سفر وزیر کشور ارمنستان به باکو و سفر مقامات باکو به ارمنستان زندانی شده اند ، از صدور احکام سنگین برای فعالان احزاب مخالف و نیز رهبر حزب اسلامی و سایر فعالان این احزاب را محکوم کرد.
به گزارش واحدخبری حرکت آزادیبخش ایران شمالی ، در این بیانیه آمده است : بسیاری از افراد محکوم شده توسط دادگاههای باکو افرادی هستند که در جنگ قره باغ شرکت کرده، زخمی شده و بستگان خود را از دست داده اند. برخی از این افراد حضور نزدیکی در جنبش اجتماعی در راه آزادی قره باغ شرکت کرده اند. از سوی دیگر، بازداشت آنها در راستای دستیابی به موضع واحد در جامعه، ایجاد همبستگی ملی علیه اشغالگری و سایر دشمنانمان و حصول توافق در مورد مسایل عمومی نمی باشد. احکامی که بطور غیر عادلانه و سفارشی از سوی دادگاهها صادر شده است تاثیر منفی بر روحیه جامعه دارد. این بیانیه می افزاید: معتقدیم که حکومت باکو باید بخاطر دولت و قره باغ در مورد تصمیم خود تجدید نظر بکند، احکام صادره از سوی دادگاهها در مورد مسئولان و اعضای احزاب مخالف را لغو و آنها را آزاد بکند.
عاکف حمید اف از فعالان سیاسی باکو در گفتگو با واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی گفت : دولت باکو از سالها پیش دنبال توافق با ارمنستان در مناقشه قره باغ است . بدینگونه که در مقابل آزادی مناطق خارج از قره باغ ، منطقه قره باغ به طور رسمی به ارمنستان یا حکومت جمهوری قره باغ واگذار شود. برای پنهان مساله از دید افکار عمومی مدام در داخل بحران سازی میشود و اعضا و سران احزاب مخالف بخصوص اسلامگرایان دستگیر و زندانی میشوند.
عذرخواهی مقام باکو از ایرانی ها
مقام فرهنگی – تبلیغاتی باکو از ایرانی ها عذرخواهی کرد.
به دنبال سفر اخیر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به باکو ، برخی رسانه های کژ نگاه باکو ، با انتشار مقالاتی اعلام کردند که نظامی گنجوی شاعر ایرانی نیست و اشعار وی که تماما به زبان فارسی سروده شده و شامل پنج گنج ( خمسه ) و دیوان قصاید و غزلیات می باشد ، تحت فشار مقامات ایرانی در حدود 800 سال پیش به زبان فارسی سروده شده است و گرنه نظامی به دنبال آن بود که اشعار خود را به زبان اوغوزی یا مغولی بسراید و به همین جهت نظامی گنجوی ایرانی نبوده و تبعه دولت جمهور آذربایجان ( ایران شمالی ) است !
انتشار اینگونه خبرهای مضحک در برخی مطبوعلت صهیونیستی – پان ترکیستی باکو اعتراض شخصیتهای علمی این کشور را نیز برانگیخته است . پروفسور سیروس هاشموف در گفتگویی در این باره گفت : ما باید برای بیان واقعیتهای تاریخی شهامت داشته باشیم . مناطق اران و شروان که از سال 1918 با تشکیل دولت مساوات در گنجه « جمهور آذربایجان » نامیده شد و به « ایران شمالی » نیز اشتهار دارد ،ما همواره جزیی از ایران بوده ایم و هنگامی که نظامی گنجوی خمسه خود را سرود ، گنجه و نظامی هر دو ایرانی بودند .
پروفسور هاشموف افزود : جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) بیست سال سابقه دولتمداری دارد و نمیتوان شاعری را که هشتصد سال پیش درگذشته به این جمهوری بیست ساله منسوب کرد.
تا قبل از انعقاد عهدنامه های گلستان و ترکمانچای همواره بخشی از ایران بوده و این را تاریخ نویسان قفقاز از جمله عباسقلی باکیخانوف در کتاب « گلستان ارم » مورد تاکید قرار داده اند .
بایابوالفضل قارایف وزیر فرهنگ و گردشگری باکو نیز گفت ؛ ما عذرخواهی میکنیم که اینگونه جفنگیات در مطبوعات باکو پراکنده میشود
| لینک | ۱۳٩٠/٩/۳ - آذر جانان |
سفر وزیر کشور باکو به ارمنستان
رامیل اوسوب اف وزیر کشور دولت باکو بعد از انجام یک سفر دو روزه به ارمنستان و انجام دیدارهای مختلف به باکو بازگشت .
سفر وزیر کشور دولت باکو به ارمنستان در پاسخ به سفر پیشنین وزیر کشور ارمنستان به باکو صورت گرفت. هنگام سفر وزیر کشور ارمنستان به باکو برخی تشکلهای اسلامی – ملی تظاهرات اعتراض آمیز برگزار کردند که توسط پلیس سرکوب شدند.
به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی از واحد مطبوعاتی وزارت کشور دولت باکو، اوسوب اف برای شرکت در اجلاس شورای وزرای کشور "کشورهای مستقل مشترک المنافع" که در ارمنستان برگزار شد انجام گرفت و طرفین اقدامات سازنده ای انجام دادند.
در این اجلاس قرار است وزرای کشور کشورهای مستقل مشترک المنافع و مقامات باکو – ایروان چشم انداز همکاریهای وزارتخانه های کشور و چگونگی اجرای برنامه های بین دولتی در رابطه با مبارزه با جرم و جنایت را مورد مذاکره قرار دادند.
سفر وزیر کشور دولت باکو به همراه هیاتی از مقامات سیاسی به ارمنستان در حالی انجام شد که رژیم باکو ، سفر مقامات کشورهای همسایه مانند ایران و ترکیه به ارمنستان را اقدامی علیه خود ارزیابی کرده و علیه این کشورها تبلیغات میکند.
شوی مبارزه با فساد مالی توسط علی اف برای آمریکا نیز قانع کننده نبوده است
به دنبال انجام نمایشهای مختلف توسط دولت باکو که به فساد گسترده مالی در جهان مشهور است ، روزنامه آزادی چاپ باکو نوشت : سطح بالای فساد مالی در دولت باکو یکی از مسایل اصلی در روابط باکو واشنگتن باقی مانده است. به نحوی که گستردگی این فساد اجرای برنامه های مشترک اقتصادی را با مشکل روبرو کرده است.
به گزارش روزنامه آزادی ، منبع امریکایی که نخواست نامش فاش شود، گفته است: متاسفانه، مبارزات دولت باکو با فساد مالی یک مبارزه نمایشی و قلابی است و مقامات باکو در مرداب فساد مالی غرق شده اند.
مارتین اسپکلر استاد اقتصاد دانشگاه ایندیانا و مولف کتاب اقتصاد کشورهای قفقاز و آسیای مرکزی نیز به نوبه خود گفته است: سرمایه گذاران غربی به دلیل وجود فساد مالی و مشکلات اقتصادی در باکو از نبود ضمانت ها برای سرمایه های خود نگران هستند. علاوه بر این، هنوز خطرات اقتصادی ناشی از کاهش قیمت نفت و گاز و احتمال تغییر نرخ ارز باقی مانده است. دفاع از حقوق بازرگانان خارجی در دادگاههای باکو غیر ممکن است. زیرا، دادگاهها در جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) مکمل نیستند. دادگاهها با دستور مقامات دولتی رای صادر می کنند و از استقلال حداقلی نیز برخوردار نیستند.
برگزاری دادگاههای نمایشی مانند دادگاه دکتر محسن صمد اف رهبر حزب اسلامی در ایران شمالی که یک شخصیت خوشنام شناخته شده در بین مردم است نشان داد که مسولین قضایی باکو فقط با دستور مقامات دولتی و امنیتی رای صادر می کنند . در چنین کشوری سرمایه گذاران هرگز احساس امنیت نمی کنند.
سازمان آزادیبخش قره باغ خواستار آزادی اسلامگرایان شد
سازمان آزادیبخش قره باغ که اعضای آن به دلیل اعتراض به سفر وزیر کشور ارمنستان به باکو و سفر مقامات باکو به ارمنستان زندانی شده اند ، از صدور احکام سنگین برای فعالان احزاب مخالف و نیز رهبر حزب اسلامی و سایر فعالان این احزاب را محکوم کرد.
به گزارش واحدخبری حرکت آزادیبخش ایران شمالی ، در این بیانیه آمده است : بسیاری از افراد محکوم شده توسط دادگاههای باکو افرادی هستند که در جنگ قره باغ شرکت کرده، زخمی شده و بستگان خود را از دست داده اند. برخی از این افراد حضور نزدیکی در جنبش اجتماعی در راه آزادی قره باغ شرکت کرده اند. از سوی دیگر، بازداشت آنها در راستای دستیابی به موضع واحد در جامعه، ایجاد همبستگی ملی علیه اشغالگری و سایر دشمنانمان و حصول توافق در مورد مسایل عمومی نمی باشد. احکامی که بطور غیر عادلانه و سفارشی از سوی دادگاهها صادر شده است تاثیر منفی بر روحیه جامعه دارد. این بیانیه می افزاید: معتقدیم که حکومت باکو باید بخاطر دولت و قره باغ در مورد تصمیم خود تجدید نظر بکند، احکام صادره از سوی دادگاهها در مورد مسئولان و اعضای احزاب مخالف را لغو و آنها را آزاد بکند.
عاکف حمید اف از فعالان سیاسی باکو در گفتگو با واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی گفت : دولت باکو از سالها پیش دنبال توافق با ارمنستان در مناقشه قره باغ است . بدینگونه که در مقابل آزادی مناطق خارج از قره باغ ، منطقه قره باغ به طور رسمی به ارمنستان یا حکومت جمهوری قره باغ واگذار شود. برای پنهان مساله از دید افکار عمومی مدام در داخل بحران سازی میشود و اعضا و سران احزاب مخالف بخصوص اسلامگرایان دستگیر و زندانی میشوند.
عذرخواهی مقام باکو از ایرانی ها
مقام فرهنگی – تبلیغاتی باکو از ایرانی ها عذرخواهی کرد.
به دنبال سفر اخیر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به باکو ، برخی رسانه های کژ نگاه باکو ، با انتشار مقالاتی اعلام کردند که نظامی گنجوی شاعر ایرانی نیست و اشعار وی که تماما به زبان فارسی سروده شده و شامل پنج گنج ( خمسه ) و دیوان قصاید و غزلیات می باشد ، تحت فشار مقامات ایرانی در حدود 800 سال پیش به زبان فارسی سروده شده است و گرنه نظامی به دنبال آن بود که اشعار خود را به زبان اوغوزی یا مغولی بسراید و به همین جهت نظامی گنجوی ایرانی نبوده و تبعه دولت جمهور آذربایجان ( ایران شمالی ) است !
انتشار اینگونه خبرهای مضحک در برخی مطبوعلت صهیونیستی – پان ترکیستی باکو اعتراض شخصیتهای علمی این کشور را نیز برانگیخته است . پروفسور سیروس هاشموف در گفتگویی در این باره گفت : ما باید برای بیان واقعیتهای تاریخی شهامت داشته باشیم . مناطق اران و شروان که از سال 1918 با تشکیل دولت مساوات در گنجه « جمهور آذربایجان » نامیده شد و به « ایران شمالی » نیز اشتهار دارد ،ما همواره جزیی از ایران بوده ایم و هنگامی که نظامی گنجوی خمسه خود را سرود ، گنجه و نظامی هر دو ایرانی بودند .
پروفسور هاشموف افزود : جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) بیست سال سابقه دولتمداری دارد و نمیتوان شاعری را که هشتصد سال پیش درگذشته به این جمهوری بیست ساله منسوب کرد.
تا قبل از انعقاد عهدنامه های گلستان و ترکمانچای همواره بخشی از ایران بوده و این را تاریخ نویسان قفقاز از جمله عباسقلی باکیخانوف در کتاب « گلستان ارم » مورد تاکید قرار داده اند .
بایابوالفضل قارایف وزیر فرهنگ و گردشگری باکو نیز گفت ؛ ما عذرخواهی میکنیم که اینگونه جفنگیات در مطبوعات باکو پراکنده میشود
| لینک | ۱۳٩٠/٩/۳ - آذر جانان |
استاد یحیی شیدا ،
شاعر و نویسنده توانای ایران درگذشت .
* دکتر عارف محمدزاده
شاعر ، نویسنده و روزنامه نگار توانای ایران ، استاد یحیی شیدا بعد از 60 سال کوشش در عرصه فرهنگ ، 28 مهر ماه 1390 در منزل خویش در شهر تبریز دار فانی را وداع گفت.
شیدا به سال 1303 در تبریز چشم به جهان گشود. در اوان جوانی در محضر یکی از شاعران مذهبی شهر تبریز معروف به مولانا یتیم ( پدر مرحوم استاد عابد تبریزی ) به فراگیری فنون شعر و پرورش ذوق و قریحه خویش پرداخت. فعالیت شیدا به حوزه شعر محدود نماند و به فعالیتهای مطبوعاتی ، داستان نویسی و... نیز روی آورد. در ایام اشغال آذربایجان توسط قوای شوروی ( سالهای1320 تا 1325 ) و تسلط بیگانه گرایان ( فرقه دمکرات ) بر آذربایجان ، شیدا در محفل ادبی وابسته به این فرقه نیز چندین جلسه شرکت کرد ، اما با مشاهده وابستگی این فرقه به بیگانگان ، ارتباط خود را با آن قطع کرد و علیه بیگانه گرایان نیز به فعالیت پرداخت.
یحیی شیدا در مبارزه برای ملی شدن صنعت نفت ایران ، از فعالترین چهره های سیاسی آذربایجان بود و به همبن دلیل نیز بعد از سقوط مصدق تحت تعقیب قرار گرفت و به همراه برخی از مبارزان به تهران و اصفهان فرار کرد و مدتها با وضعی سخت و به صورت ناشناس در اصفهان زندگی کرد.
شیدا بعد از بازگشت از اصفهان دستگیر و مدتی نیز در تبریز زندانی شد . وی بعد از آزادی از زندان نیز به فعالیتهای ادبی و سیاسی خود به صورت مستقل و بدون هر گونه وابستگی به گروهها و جریانهای سیاسی ادامه داد و در این مسیر نیز بارها به ساواک احضار و تحت بازجویی قرار گرفت ، این در حالی است که در همین زمان افرادی مانند دکتر جواد هیئت ریاست بیمارستان شهربانی را در تهران بر عهده داشتند و با رژیم دیکتاتوری پهلوی همکاری تنگاتنگ داشتند.
شیدا در فعالیتهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی نیز فعالیت داشت و یکی از مهم ترین فعالیتهای وی سرودن شعرهای انقلابی درباره حماسه های ملی قیام 29 بهمن تبریز ، پیروزی انقلاب در 22 بهمن و... بود. بسیاری از شعرهای شیدا درباره انقلاب اسلامی بارها و بارها در نشریات و کتابها منتشر شده است.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، یحیی شیدا به صورت گسترده به همکاری با نهادهای اسلامی و انقلابی پرداخت. از جمله فعالیتهای این شاعر برجسته ، حضور مستمر در شبهای شعر ، کنگره های ادبی و جلسات فرهنگی بود. در این راستا استاد یحیی شیدا سفرهای متعددی به شهرهای مختلف کشور و خارج از کشور نیز داشت. به سال 1370 استاد یحیی شیدا همراه با استاد جلال محمدی که در آن زمان از شاعران و نویسندگان جوان کشورمان بود ، انجمن ادبی استاد شهریار را در تبریز تشکیل دادند . این انجمن ادبی با همکاری سازمان تبلیغات اسلامی آذربایجانشرقی شکل گرفت و تا سال 1383 به فعالیت خود ادامه داد.
استاد یحیی شیدا با اداره کل ارشاد اسلامی نیز همکاری نزدیکی داشت و به پاس قدردانی از نیم قرن فعالیتهای ادبی وی ، کنگره بزرگداشت وی تحت عنوان " شیدای عشق " به همت ارشاد اسلامی برگزار شد و...
یحیی شیدا از شاعرانی بود که همواره از جدایی 17 شهر قفقاز از ایران ، احساس اندوه و رنج داشت . و همکاری خوبی نیز با " حرکت آزادیبخش ایران شمالی "داشت . استاد یحیی شیدا در همایش ادبی " حسرت " ، و همایش بزرگ ادبی هجران که با حضور شاعرانی از 17 شهر ایران( به یاد 17 شهر قفقاز ) به سال 1379 در تبریز برگزار شد ، حضور فعال داشت و عضو هیات علمی این همایش بود. شیدای وطن به مناسبت همین همایش شعر معروف خود را سرود :
آی آراز ! بیر دالغا وور ، دریا کیمی توفان ائله ...
درباره این شعر شیدا ف مطلبی در ویژه نامه همایش شعر پایداری تبریز ( 1389 ) درج شده است که خواندنی است :
شعر مقاومت و پایداری ، شعر ضد اشغالگری و شعر میهنی در ایران سابقه ای دور ودراز دارد.بزرگان شعر ایران در این عرصه آثاری ماندگار از خود بر جای نهاده اند. شاهنامه فردوسی از معروفترین آثار حماسی جهان و نمونه ای بی بدیل از شعر حماسه و پایداری است. در این عرصه شاعران آذربایجان نیز نقشی برجسته ایفا کرده اند. چنانکه بعد از تهاجم دشمن بعثی به خاک مقدس کشورمان ، این استاد شهریار ، شاعر ملی ایران بود که پرچم شعر دفاع مقدس را بر افراشت و به دنبال او ، صدها شاعر دیگر نیز وارد این عرصه شدند. آثاری که استاد شهریار درباره دفاع مقدس سروده ، نمونه هایی برجسته از توصیف دلاوریهای رزمندگان اسلام و تعهد این شاعر بزرگ نسبت به میهن و نظام اسلامی و خونهای پاکی است که در مصاف با دشمن بر خاک ریخته است...
بخشی از شعر پایداری تاریخ شعر و ادب ایران ، مربوط به جنگهای طولانی روس – ایران است که با تهاجم روسیه به سرزمینهای قفقازی ایران آغاز شد و بعد از 25 سال با عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای که با همدستی روس و انگلیس منعقد شد پایان یافت و منجر به جدایی 17 ولایت قفقاز ی ایران شد. درباره این موضوع ، بسیاری از شاعران ایران و از جمله شاعران برجسته آذربایجان مانند قایم مقام فراهانی ، مجمر اصفهانی ، حکیم هیدجی و استاد شهریار شعرهای بلندی سروده اند.استاد یحیی شیدا ، شاعر برجسته کشورمان که خود از یاران استاد شهریار است ،از ابتدای انقلاب اسلامی ، اشعار متعددی درباره انقلاب و دفاع مقدس( 22 بهمن ، 29 بهمن ، حماسه های رزمندگان و...)به زبانهای فارسی و آذربایجانی سروده و در عین حال ،با حضور مستمر در محافل ادبی و همکاری با سازمان تبلیغات در تشکیل و فعالیت انجمن ادبی استاد شهریار، در شکوفایی استعدادهای جوان نقش داشته است. شعر حماسی « آی آراز...» ( ای ارس ...) یکی از اشعار استاد شیدا است که نحوه نگاه شاعر برجسته کشورمان به جنگهای روس – ایران و عهدنامه های فاجعه بار گلستان و ترکمانچای و عمق تاسف و اندوه شاعر از این ماجرا را توصیف میکند.این شعر سندی دیگر است حاکی از اینکه شعر دفاع مقدس همچنان ادامه خواهد یافت ، همانگونه که هنوز هم شاعران اندیشمند جنگی را که حدود دو قرن پیش رخ داده فراموش نکرده اند ،تا قرنهای دیگر نیز دفاع مقدس هشت ساله را فراموش نخواهند کرد...
این شعر استاد شیدا که حدود دوازده سال پیش سروده شده و بارها در نشریات و کتابهای مختلف منتشر شده ، با استقبال خاص مردمی روبرو شده است :
آی آراز طوفان ائله !...
- استاد یحیی شیدا
آی آراز، بیر دالغا وور، دریا کیمی طوفان ائله
ظالمین ییخ قصرینی، اؤز باشینا ویران ائله
زوره محکوم ائیلهییب، ایندی طبیعت بیزلری
زور دئیهن جلّاد ایله، بیزلر آرا دیوان ائله
بیر هجوم ایله داغیت، شیطانلارین کاشانهسین
او فساد و فتنه قصرین، خاکله یکسان ائله
وئرمه امکان بوندان آرتیق هر شرفسیز انسانا
آز بو یولسوز کسلری، دل مولکونه سلطان ائله
تؤکدو ناحق، سئل کیمی، بیهوده قارداشلار قانین
کئچمیشی سال خاطره، بیر قانه یوز مین قان ائله
سو دهییل سندن آخان، قانه دؤنن گؤز یاشی دیر
بو اَسَف احوالی گؤر، طوفان قوپار، عصیان ائله
بیر ـ بیریندن، سن بو قان قارداشلارین سالدین اوزاق
گل بو سرگردانلارین، هر موشگولون آسان ائله
بیر قیلیج تک اورتادان کسدین محبّت رشتهسین
آز بو مئیداندا شرارت مرکبین جولان ائله
قاضی اول، انصافه گل ، حکم زامان وئر تازهدن
غصب اولان تورپاقلاری، وابستة ایران ائله
کؤکلهمه هجران سازین، دل سوزونو آرتیرما چوخ
وصلدن سال صحبتی، گل چارة هجران ائله
قارداشی ـ قارداشا چاتدیر، جانی هجراندان قوتار
بو آغیر بیر خستهلیکدیر، خستهیه درمان ائله
نه «شمالی » نه « جنوبی»؟ آت بو چیرکین سؤزلری
مولک ایراندیر تماماً، دونیایا اعلان ائله ( 1)
لعنت او شاهه کی، وئردی باده ملک ایرانی
یاده سالدیقجا او شاهی، لعن ائله، افغان ائله
فتحعلی شاه ائیلهدی، فاحش خیانت ایرانا
سنده خدمت گؤستریب، نقصانلاری جبران ائله
تورکمن چای پیمانی، بیر ننگ دیر تاریخده
عُرضهسیز شاهین ایشین دونیالره اعلان ائله
کئچدی اون یئددی شَهَر روسیّهنین چنگالینا
بو جنایاتی گتیر یاده، بوگون عنوان ائله
گولستان پیمانیدا سیندیردی ایرانین بئلین
بو ایشه باعثلره، یارب اؤزون دیوان ائله
گل گتیر بو ملّته آزادهلیک فرمانینی
ملک ایرانی صفاده روضة رضوان ائله
تهمت و تحقیر اوخو، هر سمتیدن یاغماقدادیر
سینهوی بیر داغ کیمی، بو اوخلارا قالخان ائله
یا اؤزون چک بیر کناره، غصب اولان مرزی گؤتور
یا ایکی روحو سازاشدیر، دللری شادان ائله
«شیدا» نین دائیم فراق یاردن آغلار گؤزو
گؤستر او شوخون جمالین، گول کیمی خندان ائله.
_________________
(1) اشاره به تبلیغات بیگانگان است که بخشی از سرزمین جدا شده از ایران با انعقاد عهدنامه های گلستان و ترکمانچای را یعنی جمهوری آذربایجان را به علت مقاصد سیاسی « آذربایجان شمالی ! » و آذربایجان ایران را « آذربایجان جنوبی ! » مینامند و از این عناوین جعلی ، مقاصد تجزیه طلبانه دارند. شاعر میگوید : « شمالی و جنوبی چیست ؟ این حرفهای چرکین را به دور انداز . همه این سرزمینها ، ملک ایران است و این را به صراحت برای جهان بازگو کن .»
سرزمینهای قفقازی ایران به علت قرار داشتن در منطقه شمالی فلات ایران - قرار داشتن در شمال کشور ایران (پیش از اشغال ) - اطلاق ایران شمالی به این منطقه در کتب تاریخی و علل دیگر " ایران شمالی " نامیده میشود و این نام مورد پذیرش ایرانیان است . حتی بسیاری از شخصیتهای سیاسی کنونی ایران نیز با همین عنوان از سرزمین مورد نظر یاد کرده اند و اخبار آن منتشر شده است.
اخبار وب سایت ایران شمالی Iraneshomali.blogfa.com
قیام مردم تبریز برای تسخیر
کنسولگری دولت باکو
به دنبال گسترش اقدامات ضد اسلامی رژیم باکو بخصوص ممنوعیت حجاب اسلامی و سرکوب و بازداشت فعالان اسلامی جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) ، اقشار مختلف مردم تبریز بخصوص دانشجویان و دانش آموزان با برپایی تجمعی اعتراض آمیز در مقابل سرکنسولگری دولت الهام علی اف ، واکنش خود را نشان دادند.
به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ، در این تجمع اعتراض آمیز که از ساعت 10 صبح روز چهارشنبه در مقابل ساختمان کنسولگری رژیم باکو صورت گرفت ، دانشجویان و دانش آموزان دختر و پسر با شعارهای کوبنده « مرگ بر اسراییل » ، « مرگ بر مخالفین حجاب » ، « الهام خان علی اف ، مزدور آمریکایی » و شعارهای دیگر مانند « حجاب مخالف لری اولمه لیدیر اولمه لی » « شمالی ایران گره ک آزاد اولا » ( ایران شمالی باید آزاد شود » ، « دکتر محسن صمداف ، آزاد باید گردد » مخالفت خود را با اقداما صهیونیستی دولت باکو ابراز داشتند.
گفتنی است انتشار اخبار اقدامات ضد اسلامی دولت باکو مانند تخریب مساجد و دستگیری و بازداشت زنان محجبه و زندانی کردن فعالان اسلامی و همکاری با رژیم صهیونیستی علیه اسلام و مسلمین ، بازتاب گسترده ای در ایران بخصوص در جامعه آذربایجانی های ایران داشته و موجب خشم و ناراحتی و نگرانی مردم شده است و تجمع مردم تبریز در مقابل کنسولگری رژیم باکو بخشی از بازتاب خشم و ناراحتی آنهاست. در این تجمع با توجه با احتمال تسخیر سرکنسولگری الهام علی اف توسط اهالی تبریز ، نیروهای پلیس در محل حضور یافته و مانع از اقدامات احتمالی برای تسخیر سرکنسولگری باکو شدند.
در این تجمع خود جوش و مردمی که توسط جوانان انقلابی تبریز صورت گرفت ، دهها تن از دانشجویان دختر دانشگاههای تبریز با در دست پلاکاردهایی که نوشته های آنها اعتراض به سیاستهای امریکایی – صهیونیستی دولت باکو بود ، از دولت باکو خواستند تا مانع از تحصیل دختران محجبه در مدارس و دانشگاهها نشود.
در این تجمع دکتر جوانپور از اساتید دانشگاه تبریز طی سخنانی به الهام علی اف هشدرا داد که تلاش کند از دام سیاستهای صهیونیسم و امریکا خارج شود . جوانپور گفت : دولت باکو والهام علی اف دقیقا دستورات دیکته شده از سوی اسراییل را اجرا می کند.
یکی از دانشجویان نیز در سخنانی خطاب به الهام علی اف گفت : آقای علی اف ! اگر عرضه داری ، برو و قره باغ را آزاد کن ، برداشتن حجاب از سر زنان و دختران هنر نیست ، این کمال بیعرضگی است ، اگر عرضه داری ، یک متر از خاک قره باغ زا پس بگیر !..»
در حاشیه این تجمع که حدود 2 ساعت به طول انجامید ، حضور خبرنگاران رسانه های مختلف نیز مشهود بود ، خبرنگار واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ، با برخی از شرکت کنندگان در این تجمع گفتگو کرد . ناصر یاوری دانشجوی رشته ادبیات گفت :وضعیت ناهنجار حاکم بر ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) ناشی از جدایی این سرزمین از ایران است ، این سرزمین که نام واقعی و تاریخی آن اران و شروان است ، بعد از اشغال توسط روسها و جدایی از ایران همواره دچار مصایب سنگین بوده و حاکمیت مسیحیان و کمونیستها در دوره تزار و کمونیسم ، و حاکمیت عناصر صهیونیستی مانند حیدر علی اف و فرزندش الهام علی اف از جمله این مصایب است.
شرکتکنندگان در این تجمع همچنین با قرائت قطعنامهای در پایان این تجمع ضمن اعلام انزجار از ممنوعیت حجاب در جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) به دولتمردان این کشور در صورت ادامه این شرایط هشدار دادند.
شایان ذکر است به دنبال تشدید اقدامات ضد اسلامی رژیم باکو بخصوص منع حجاب و دستگیری گسترده فعالان اسلامی ، احساسات ضد این رژیم در میان جامعه آذری های ایران شدت یافته است و به همین دلیل طی روزهای اخیر نیز گروهی از جوانان و دانشجویان آذربایجانی در تهران طی برپایی تجمعی در مقابل سفارت رژیم باکو در تهران ، مخالفت و اعتراض خود را به سیاستهای صهیونیستی دولت الهام علی اف ابراز داشتند.
ممنوعیت ورود دانش آموزان محجبه
به مدارس باکو
دولت باکو درادامه اجرای طرحهای ضد دینی مانند تخریب مساجد و دستگیری و شکنجه فعالان اسلامی ، امسال طی بخشنامه ای به مدیران مدارس دخترانه ، اعلام کرد که از ورود دانش آموزان مجبه به مدارس بایستی شدیدا جلوگیری شود.
به گزارش واحد خبری حرکت آزادیبخش ایران شمالی ، زمینه علی قیزی مدیر شعبه روابط عمومی اداره آموزش و پرورش شهر باکو به خبرگزاری «آپا» گفت که از سال تحصیلی نو اجازه حضور در دروس به دانش آموزان محجبه را نخواهد داد.
به گفته وی ، از روز اول سال تحصیلی نو یونیفورم واحد دانش آموزی درجمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) اعمال می شود. و دانش آموزان بایستی با پوشیدن این یونیفورم که طبق مدل کشورهای مسیحی تهیه شده ، در مدارس حضور یابند.
تلاش دولت باکو برای برچیدن حجاب اسلامی از جامعه و مدارس که بعد از به قدرت رسیدن حیدر علی اف ( از کمونیستهای قدیمی و مامور ارشد سازمان جاسوسی شوروی ) از سال 1373 آغاز شد و طی سالهای گذشته برخوردهای خونینی نیز بین ماموران امنیتی و مردم مسلمان رخ داده است. در یکی از اقدامات دولت باکو که به علت رعایت حجاب اسلامی توسط دانش آموزان مدارس دخترانه شهرک مذهبی نارداران در سال 2003 رخ داد ، تعدادی از اهالی این شهرک زخمی و شهید شدند. همچنین دولت باکو ماههای متمادی این شهرک را تحت محاصره اقتصادی ( قطع گاز ، برق و...) قرار داد. به دنبال تشدید اقدامات دولت الهام علی اف برای ممنوعیت حجاب اسلامی طی ماههای گذشته اعتراضات متعددی در شهرهای مختلف از جمله باکو و گنجه و ... رخ د اده که به دستگیری و زندانی شدن دهها تن از اهالی ایران شمالی منجر شده است. با گسترش اعتراضات اهالی به ممنوعیت حجاب اسلامی ، رژیم باکو چهره های سیاسی اسلامگرا را تحت فشار و آزار قرار داده و عده ای از این چهره ها
از جمله دکتر محسن صمد اف رهبر حزب اسلامی را به علت اعتراض به اقدامات ضد دینی دولت باکو بازداشت و به زندان افکنده است.
اسلامگرایان در بیدادگاه رژیم باکو
جلسه رسیدگی به پرونده کیفری رهبر حزب اسلامی ایران شمالی ( جمهور آذربایجان ) و برخی دیگر از مسئولان این حزب در محل موسوم به دادگاه جرایم سنگین باکو برگزار شد.
به گزارش واحد خبری حرکت آزادیبخش ایران شمالی ، رهبر حرب اسلامی و سایر اعضای این حزب که در مشارکت در اعتراضات مردمی علیه اقدامات ضد دینی دولت الهام علی اف دستگیر و زندانی شده اند ، در این جلسه با اتهاماتی مانند کشف اسلحه و مواد مخدر از منزل مواجه شدند ، دیانت صمداف یکی از متهمین در این دادگاه تعلق امضا به وی در اتهامنامه را مردود دانست و خواستار انجام تحقیقات کارشناسی در این رابطه شده است. ولی، خواسته وی از سوی قاضی این دادگاه تامین نشد.
سپس، رییس شعبه پلیس منطقه ماسالی در این جلسه به عنوان شاهد علیه متهمان شهادت داد! وی گفت که طی بازجویی از منزل فرامرز عباس اف سلاح کشف شده است. در این هنگام متهم عضو حزب اسلامی به ایفای نقش شاهد توسط مامور پلیس اعتراض کرد. اما قاضی مطابق دوره استالین که ماموران پلیس به عنوان شاهد در دادگاه حضور مییافتند ، شهادت پلیس را پذیرفت و ادامه دادگاه به بعد موکول شد.
ایران با راه اندازی نیروگاه اتمی ،
در مقابل ابرقدرتها قدرت نمایی کرد.
پافشاری ایران بر حق برخورداری از انرژی اتمی ، شبکه های ضد ایرانی را نیز وادار کرد تا به قدرت ایرانی ها در مقابل ابرقدرتها اعتراف کنند.
به گزارش واحد خبری حرکت آزادیبخش ایران شمالی ؛ شبکه آینس – باکو – که از شبکه های تلویزیونی وابسته به امریکاست ، طی تحلیلی ضمن تلاش برای خطرناک جلوه دادن نیروگاه اتمی بوشهر برای جمهوری کوچک آذربایجان( ایران شمالی ) که در گذشته بخشی از خاک ایران بوده طی گزارشی گفت :
ایران که به دلیل ادامه برنامه های هسته ای از سوی سازمانهای بین المللی مورد تحریم قرار گرفته است، نیروگاه هسته ای بوشهر را مورد بهره برداری قرار داد. وزیر انرژی روسیه و رییس شرکت روس اتم در مراسم افتتاحیه این نیروگاه حضور داشتند. وزیر انرژی روسیه طی سخنانی گفت که این نیروگاه مطابق با استانداردهای بین المللی و تحت نظارت سازمان بین المللی انرژی اتمی ساخته و فعالیت خواهد داشت...
گفتنی است که برخی کشورهای غربی ایران را متهم به تلاش برای ساخت سلاح هسته ای در لوای فعالیت هسته ای صلح آمیز می کنند. تهران نیز با رد تمامی اتهامات می گوید برنامه هسته ای ایران برای تامین انرژی این کشور اجرای می شود. با این همه به دلیل پاسخ ندادن ایران به بسیاری از سوالات و عدم عمل به تعهدات، شورای امنیت سازمان ملل متحد تا کنون چهار قطعنامه تحریم علیه ایران صادر کرده است.
ایران با بهره برداری از این نیروگاه به رغم نارضایتی تمامی سازمانهای بین المللی و ابرقدرتها ، به نوعی قدرتنمایی کرد. کارشناسان بهره برداری از این نیروگاه را خطری برای منطقه می دانند.
شایان ذکر است دولت باکو که از سرسپردگان امریکاست ، به سهم خود برای ایجاد اخلال در افتتاح نیروگاه اتمی بوشهر با امریکا همکاری کرد ، دولت باکو دو بار محموله های فنی ارسال شده از سوی روسیه را که قرار بود از طریق جمهوری آذربایجان به ایران وارد شود ، توقیف کرد و مدت این توقیف ماهها به طول انجامید. متاسفانه دولت ایران تاکنون در مقابله با این اقدام دولت باکو انتقام گیری نکرده است.
پنجاه هزار نفر در ایران کشته شدند !
شبکه تلویزیونی خزر که از شبکه های تلویزیونی باکو است یی خبری از کشته شدن هزاران تن در مسابقه فوتبال بین تیم تراکتور سازی و استقلال – دو تیم فوتبال ایرانی – خبر داد.
روزنامه باکو خبر نیز که یک نشریه دیگر باکو است نوشت :
یک شاعر آذری ایرانی که خود را با لقب آذری حبیب معرفی کرده، در مصاحبه خود با روزنامه «ینی شفق» چاپ ترکیه اظهار داشته است که هر آذربایجانی ساکن در ایران اگر از ارمنستان و رفتارهای این کشور با جمهوری آذربایجان (ایران شمالی )را مورد انتقاد قرار دهد، به چوبه دار کشیده خواهد شد!
انتشار اینگونه خبرها در حالی است که الهام علی اف رییس دولت باکو هر سال چند بار با رییس جمهور ارمنستان برای رسیدن به آشتی مذاکره می کند. و در عین حال روابط همسایگی ایران – ارمنستان را مورد انتقاد قرار میدهد.
معاون حزب ا... لبنان :
سیاست ضد اسلامی دولت باکو محکوم است
حزب ا... لبنان سیاست ضد اسلامی دولت باکو را در ممنوعیت حجاب اسلامی و برخورد خشن با اسلامگرایان محکوم کرد.
به گزارش واحد خبری حرکت آزادیبخش ایران شمالی ؛ شیخ نعیم قاسم معاون دبیر کل «حزب الله» لبنان در مصاحبه با شبکه تلویزیونی «سحر» ایران اظهارات شدید اللحن علیه دولت باکو افزود : ممنوعیت حجاب اسلامی در کشوری که اکثریت مطلق آن مسلمان و شیعه میباشند ، نقض فاحش حقوق بشر می باشد، ودر هیچ یک از کشورهای جهان قابل قبول نمی باشد، لذا مردم مسلمان جمهوری آذربایجان حق دارند نظر خود را در این باره با صراحت اعلام کنند و در راه حقوق خود مبارزه نمایند. مقامات این کشور نیز بعنوان نمایندگان مردم باید خواستهای آنها را به جا بیاورند.
در پی اعلام مواضع معاون حزب ا...لبنان درباره سیاستهای ضد اسلامی دولت باکو ، رسانه های وابسته به حاکمیت الهام علی اف ، تبلیغات گسترده ای را علیه حزب ا... لبنان آغاز کردذند . این تبلیغات منحصر به دوره کنونی نیست ، چرا که رژیم باکو یکی از متحدان اصلی رژیم صهیونیستی است . در دوره حمله رژیم صهیونیستی به لبنان ( جنگ سی و سه ورزه ) دولت باکو هر گونه تظاهرات علیه اسراییل را منع کرد و دهها تن از مردم مسلمان باکو را به خاطر اعتراض به جنایات رژیم ضد بشری اسراییل بازداشت و زندانی کرد.
سفیر اسراییل در باکو :
دولت باکو همکار اصلی اسراییل است
اردوغان نخست وزیر ترکیه در مجلس نخست وزیران کشورهای عربی با محکوم کردن سیاستهای فعلی دولت اسراییل ، آن را بزرگترین مانع دست یابی به صلح دانست. وی همچنین افزود، اگر مجامع بین المللی به حمایت از حکومت مغرور اسراییل ادامه دهند و نسبت به اعمال غیر انسانی آن چشم پوشی کنند، گناهکار بودن آنها در خاطره ها خواهد ماند.
میخاییل لاون لوتم سفیر رژیم صهیونیستی در باکو پیرامون تاثیر احتمالی بحران موجود در روابط ترکیه با اسراییل بر روابط اسراییل با دولت باکو به شبکه تلویزیونی آینس ( باکو ) توضیح داد. وی گفته است که مناسبات دولت باکو و اسراییل بر پایه ای محکم و ویژه بنا نهاده شده و متکی بر منافع و اهداف راهبردی است. وی افزوده است که مناسبات جمهوری آذربایجان ـ اسراییل نمی تواند موضوع منافع طرف ثالث باشد.
سفیر رژیم صهیونیستی در باکو گفت : دولت باکو و اسراییل همکاران نزدیک می باشند. طرح ها و برنامه های مختلف در چارچوب مناسبات ما وجود دارد. این مناسبات توسط هیچ کشور ثالثی تنظیم نمی شود. راهی که امروز ما انتخاب کرده ایم با هر کشوری بطور مجزا است. از آن جمله با دولت باکو . تماسهای مستقیم و نزدیک میان مقامات دو کشور امکان دفع حوادث مختلف را فراهم می کند. اسراییل برای ساماندهی مناسبات با ترکیه اراده جدی دارد. به دلیل ضرورتی که در این مورد اوضاع سیاسی خاور میانه ایجاد می کند من نسبت به آینده روابط ترکیه با اسراییل خوش بین هستم. این خوش بینی فقط بر مبنای نیاز و منافع نیست بلکه متکی بر روابط تاریخی اسراییل و ترکیه به عنوان دو کشور همکار در خاورمیانه است.
شایان ذکر است طبق اعلام منابه رسانه ای اسراییلی ، دولت باکو در مبارزه با حزب ا... لبنان با رژیم صهیونیستی همکاری کامل دارد. رژیم باکو نیمی از نفت مورد نیاز رژیم صهیونیستی را تامین میکند.
دیدار هیات امریکایی از باکو
هیأتی متشکل از نمایندگان سنای کالیفورنیا آمریکا اخیرا در باکو مشاهده شدند .
این هیات سیاسی علاوه بر انجام دیدارهای اعلام نشده با اوقتای اسداف رییس پارلمان باکو نیز دیدار کرد.
به گزارش واحد خبری حرکت آزادیبخش ایران شمالی ،رییس پارلمان باکو با اشاره به اهمیت این دولت برای گسترش روابط با آمریکا گفت : این روابط که تا سطح همپیمانی استراتژیک گسترش یافته است دربرگیرنده مبارزه مشترک با تروریسم، امنیت انرژی و سایر زمینه ها است.
وی با اشاره به امضای بیش از 70 سند میان دو کشور گفته است که روابط اقتصادی میان دو کشور نیز گسترش یافته و در نیمه اول سال جاری حجم مبادلات تجاری به یک میلیارد و 200 میلیون دلار رسیده است.
اوقتای اسداف همچنین گسترش روابط بین آذربایجان و ایالتهای آمریکا را مهم دانست و گفت که آذربایجان علاقمند به گسترش روابط با ارگانهای قانون گذاری ایالتهای آمریکا نیز است و این امر می تواند به گسترش روابط دوجانبه کمک نماید.
رییس پارلمان باکو گفت : باکو راه همگرایی با یورو آتلانتیک را در پیش گرفته است.
درخواست 70 سال زندان
برای اعضای حزب اسلام در باکو
جلسه دادگاه رهبر و 7 عضو بازداشت شده حزب اسلام در ایران شمالی در دادگاه جنایات سنگین باکو برگزار شد.
در این دادگاه دادستان در کیفر خواست خود برای دکترمحسن صمد اف رهبر، روح الله اخوند اف رئیس شعبه بخش آستارای حزب ، فرامرز عباس اف و واقف عبد الله اف معاونین رئیس حزب اسلام هر کدام حکم 12 سال حبس در خواست نمود.
بر اساس این گزارش، دادستان همچنین برای دیانت صمد اف پسر عموی رهبر حزب اسلامی ایران شمالی و فردوسی محمدرضا اف از اعضای حزب اسلامی هر کدام حکم 11 سال حبس در خواست کرد.
دادستان همچنین برای ذوالفقار میکائیل اف ( به شرط 5 سال تکرار نشدن جرم در زمینه مشابه) خواستار حکم 10 سال و 9 ماه حبس تعلیقی شده است.
جلسه دادگاه بعدی رهبر و 6 عضو حزب اسلام ایران شمالی در تاریخ 3 اکتبر سال جاری میلادی برگزار خواهد شد.
شایان ذکر است به دنبال گسترش تلاشهای دولت ضد اسلامی باکو برای ممنوعیت حجاب اسلامی ، ممنوعیت پخش اذان ، ممنوعیت نماز خواندن در اماکن نظامی و عمومی ، تخریب مساجد و ممنوعیت انتشار کتابهای دینی و ممنوعیت آموزش قرآن کریم ، گروههای متعد مردم مسلمان ایران شمالی به اعتراض برخاسته و تظاهراتهای متعددی علیه رژیم باکو برگزار کردند . به دنبال این تظاهراتهای اعتراض آمیز دولت باکو دست به دستگیری کسترده فعالان اسلامی و پرونده سازی برای چهره های شاخص اسلامگرایان زد. دولت الهام علی اف ، اسلامگرایان را به اتهامهایی مانند نگهداری سلاح و مواد مخدر در زندان نگه د اشته اما همه مردم ایران شمالی به خوبی میدانند که هدف الهام علی اف از دستگیری چهره های شاخص مردمی مانند دکتر محسن صمد اف ، تلاش برای فرونشاندن اعتراضهای مردمی است.
گفتنی است، محسن صمداف رهبر حزب اسلام در اواخر دی ماه 1389 با حکم دادگاه بخش نسیمی باکو بعلت مقاومت در برابر پلیس به مدت 3 ماه به حبس محکوم شده بود. لاکن سپس مدت محکومیت حاج محسن صمداف، رهبر حزب اسلام افزایش یافت !؟
نگرانی غربگرایان از مسافرتهای پزشکی اهالی ایران شمالی به تبریز
افزایش گسترده سفرهای اهالی ایران شمالی ( جمهور آذربایجان ) به وطن اصلی شان ایران برای انجام امور پزشکی و درمانی ، موجب عصبانیت جریانهای ضد اسلامی و غربگرا شده است.
سبکه تلویزیونی موسوم به آینس که یکی از رسانه های ضد ایرانی باکو است ، طی گزارشی تصویری از گسترش روند مسافرتهای اهالی ایران شمالی به تبریز ابراز نگرانی کرد.
در این گزارش آمده است، به رغم افزایش بودجه بخش بهداشت و درمان کشور در سالهای اخیر هنوز مشکل کمبود پزشک متخصص حل نشده است. به عنوان مثال فقط در سال 2010 مبلغ 564 میلیون منات (برابر با 723 میلیون دلار) بودجه به این بخش اختصاص یافته است. لذا برخی از اتباع کشور برای معالجه به خارج روی می آورند.
نورالدین عباداف یکی از بیمارانی است که دوره معالجه را در ایران سپری کرده است. وی میگوید : من برای معالجه به بسیاری از بیمارستانهای جمهوری آذربایجان رفتم. ولی هیچ کسی نتوانست کاری بکند و فقط من را به یکدیگر پاس می دادند. لذا توصیه کردند که برای معالجه و هم به جهت ارزان بودن به ایران بروم (تصاویر جوابهای ام آر آی و آزمایشات انجام شده در یکی از بیمارستانهای تبریز نشان داده می شود).
گوینده تلویزیون : عباداف یکی از صدها بیماری است که برای معالجه به سیستم پزشکی ایران اطمینان کرد و حدود 7 هزار دلار در این زمینه هزینه نمود. وی در تبریز اتباع بسیاری از دولت باکو را دیده است که برای معالجه آمده اند.
عباداف : تمام پنج اتوبوس که از باکو راهی ایران بودند ، مملو از بیمارانی بودند که برای معالجه به تبریز می زفتند . تمامی مسافرخانه ها در تبریز مملو از بیماران جمهوری آذربایجان است.
سال گذشته تعداد کسانی که برای معالجه به ایران رفته اند سه برابر افزایش یافته است. زیرا در جمهوری آذربایجان بر این گمانند که سیستم پزشکی ایران بسیار پیشرفته است. از طرفی نیز هزینه خدمات پزشکی ایران در مقایسه با باکو بسیار ارزانتر است. نه فقط هزینه خدمات ، بلکه دارو نیز بسیار ارزانتر است.
نماینده وزارت بهداشت و درمان دولت باکو : « اگر بیمار ما می گوید ما به پزشکان هموطن اطمینان نداریم و به پزشکان ایران اطمینان داریم، نمی توان در زمانی کوتاه این باور را تغییر داد... آموزش کادر متخصص نیاز به تکامل و زمان طولانی دارد.
تجربه نشان می دهد که سیستمهای تحصیلی و درمانی کشورهایی که دوره گذر را طی می کنند با افت مواجه می شود. اکنون نیز وظیفه ما ارتقاء این دو بخش می باشد. حداقل به سطح کشور همسایه ما ایران. »
اظهارات ضد ایرانی رییس نهاد ریاست جمهوری باکو در روسیه
رامیز مهدی اف از چهره های قدیمی حزب کمونیست و رییس نهاد ریاست جمهوری و دبیر شورای امنیت دولت باکو در دیدار بین المللی مسئولان مسایل امنیتی در شهر یکاترینبورگ روسیه اعلام کرد: « دولت باکو در طرح همکاری در زمینه مبارزه با جرایم سایبری به اجرا گذاشته شده در چارچوب برنامه «مشارکت شرق ـ مکانیسم شورای اروپا» در اروپای شرقی شرکت می نماید. در جریان تحقق این طرح مسایل مربوط به تحکیم امکانات بالقوه به منظور ادامه ثمربخش همکاری در زمینه مبارزه با جرایم سایبری از طریق استفاده از ضوابط و تجارب اروپایی و بین المللی حل و فصل می شود.»
به گزارش واحد خبری حرکت آزادیبخش ایران شمالی از سایت قفقاز اینفو ، رامیز مهدی اف بدون اشاره به تلاشهای مستمر دولتب اکو برای مبارزه با اسلام مانند صدور دستور ممنوعیت حجاب اسلامی و نیز تخریب مساجد توسط دولت باکو از گسترش اسلامگرایی در ایران شمالی ابراز نگرانی کرد.
رامیز مهدی اف با اشاره به برنامه های شبکه تلویزیونی «سحر» ایران که به زبان آذری است ، گفت : «باید خاطرنشان کرد که در چند سال اخیر نقض هدفمند حوزه پخش برنامه های رادیو و تلویزیونی جمهورآذربایجان توسط جمهوری اسلامی ایران ادامه یافته است. برنامه های شبکه بین المللی «سحر 1» عمدتاً بینندگان آذربایجانی را مخاطب قرار داده است و مدام اطلاعات دروغ و جعلی در باره کشور ما پخش می کند. این وضعیت به منزله نقض مستقیم ماده 23 «ترتیب کار ارتباط رادیویی » اتحادیه بین المللی ارتباط برقی می باشد. در این ماده بطور مشخص گفته می شود که ظرفیت فرستنده های رادیویی نباید از مقدار ضروری برای تامین کیفیت مرغوب پخش برنامه ها در حدود مرزهای کشور مربوطه توسط سرویس ملی رادیویی تجاوز کند».
بیانات رامیز مهدی اف در حالی است که شبکه سحر ایرانی که به زبان آذری برای مسلمانان قفقاز برنامه پخش می کند ، هر از گاهی و تنها در پاسخ به شبکه ها و رسانه های متعدد باکو که علیه ایران به طور مستمر برنامه پخش میکنند ، برنامه هایی روشنگرانه درباره وضعیت واقعی منطقه ایران شمالی و حکومت خاندان علی اف پخش میکند.
شبکه های تلویزیونی باکو مانند آذ تی وی ، آ تی وی ، لیدر ، آینس ، خزر ، شبکه تلویزیون اجتماعی از جمله شبکه های تلویزیونی باکو هستند که علیه ایران به طور مستمر فعالیت میکنند ، برخی از این شبکه رسما دولتی و برخی نیز وابسته به حکومت هستند.
دستگیری والدین دانش آموزان محجبه !
والدین دانش آموزان محجبه به دستور دولت باکو دستگیر وزندانی میشوند.این جدیدترین شیوه دولت ضد اسلامی باکو برای از میان بردن حجاب اسلامی در ایران شمالی است .
به گزارش واحد خبری حرکت آزادیبخش ایران شمالی از خبرگزاری «توران» باکو، ابراهیم احمدزاده ساکن شهر سومقائیت از سوی ماموران لباس شخصی به مکانی نامعلوم منتقل شد. این حادثه در راس ساعت 13 در نزدیکی دبستان شماره 33 شهر سومقاییت رخ داده است.
بر اساس این گزارش، ابراهیم احمدزاده دو دختر محجبه خود را به دبستان می برد. گلناره احمدزاده همسر ابراهیم احمدزاده گفت که کودکانش به دلیل استفاده از حجاب توقیف شده اند. به گفته وی، چندی پیش رییس دبستان یادشده ابراهیم احمدزاده را مطلع کرده بود که کودکان بدون حجاب سر کلاس حضور یابند.
لازم به ذکر است که پس از توقیف ابراهیم احمدزاده کودکان خردسال در خیابان رها شده اند.
| لینک | ۱۳٩٠/٩/۳ - آذر جانان |
نقبی به درون دستگاه بیگانه گرایان (فرقهی دمکرات آذربایجان به روایت معاون پیشهوری) اعضای کمیته مرکزی فرقه دمکرات به ایوان مشرف به خیابان پهلوی رفتیم ... آقای پیشهوری با سخنی کوتاه آقای محمد بیریا را رهبر فرقه خواند... آقای پیشه وری و من از در شمالی ساختمان فرقه بیرون و با قرار قبلی به سرکنسولگری شوروی نزد آقای سرهنگ قلیاف رفتیم... آقای پیشهوری که از روش ناجوانمردانه روسها سخت برآشفته شده بود، از آغاز به سرهنگ قلیاف پرخاش کرد و گفت: شما ما را آوردید میان میدان و اکنون که سودتان اقتضا نمیکند، ناجوانمردانه رها کردید... آقای سرهنگ قلیاف که از جسارت آقای پیشهوری سخت برآشفته بود... یک جمله بیش نگفت: سَنی گتیرن سنه دئییر گئت! (کسی که تو را آورده به تو می گوید برو!) ... و از جا برخاست و دم در ایستاد. این بدان معنا بود که دیگر آمادگی گفتگوبا ما را ندارد. باید برویم. (صفحة 257)... بیگمان کتاب «ما و بیگانگان» یکی از مهمترین منابع برای آگاهی از چگونگی ایجاد تشکل موسوم به فرقهی دمکرات آذربایجان، یک سال فرمانروایی آن بر آذربایجان و سرنوشت آن در شوروی بخصوص در جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی (ایران شمالی) میباشد. نویسندهی کتاب، دکتر نصرتالله جهانشاهلو افشار، متولد 1292 خورشیدی، از کسانی است که به علت فعالیت کمونیستی در زمرهی 53 نفر معروف (یاران دکتر تقیارانی و نخستین فعالان معروف کمونیسم در ایران) قرار داشته است. دکتر جهانشاهلو، نوشتن کتاب «ما و بیگانگان» را پس از 26 سال اقامت در شوروی و خروج از آن به سال 1351 و اقامت در آلمان (برلن غربی) آغاز کرده است. وی در مقدمهی کتاب و ذیل عنوان «کوته سخن با خوانندگان» مینویسد: «باید بنویسم که آماج من از نوشتن این سرگذشت به هیچ رو تاریخ نویسی و یا خودنمایی و لفاظی و عبارت پردازی و مانند آن نیست، بلکه در خور توانایی با ساده نویسی، روشن ساختن رخدادهایی است که شاید بر بسیاری از هم میهنان چگونگی آنها درست آشکار نیست. از این رو تا جایی که دست دارد، همه را بدون بیش و کم و مهر و کینه به این یا آن ـ چنانکه هست ـ در دسترس و داوری هممیهنان میگذارم تا شاید بسیاری از آنچه در این سالهای پرفراز و نشیب در پشت پرده گذشته است، آشکار گردد و شاید بتواند در گزینش راه و روش آیندهی جوانان میهن سودمند افتد.» ضرورت انتقال تجربهها و آموختههای سیاسی از نسلی به نسلی دیگر انکار ناپذیر است. البته به شرط اینکه این تجربهها و آموختهها، به صورت منصفانه و صادقانه به نسل جدید منتقل شود، اغلب فعالان سیاسی، تجربهها، آموختهها و روایت فعالیتهای سیاسی خود را در دوران پیری و پس از چشیدن تلخ و شیرین روزگار در قالب «خاطرات» منتشر می کنند. کتاب «ما و بیگانگان» نیز در حقیقت خاطرات دکتر جهانشاهلو است. خاطراتی که حاصل حدود سی سال فعالیت سیاسی وی، در حزب توده، فرقهی دمکرات و 26 سال حضور در شوروی سابق (باکو و مسکو ) میباشد. نسل امروز ایران به بازخوانی اینگونه خاطرات که روایتی دست اول و مستقیم از فعالیتها، مشاهدات وتجربههای ارزشمند یک فعال سیاسی در داخل و خارج کشور است، نیازمند است و کسانی که سودای فعالیتهای سیاسی دارند، به بازخوانی اینگونه خاطرات نیازمندترند. جهانشاهلو در جوانی، مانند هزاران جوان دیگر ایرانی که در اندیشهی خدمت به میهن و رفاه و پیشرفت کشور و ملت بودند، در دام حزب توده، که ساخته و پرداختهی بیگانگان بود، گرفتار میشود او از رهگذر آشنایی با دکتر تقیارانی به فعالیتهای کمونیستی روی میآورد، و پس از اشغال ایران در جنگ دوم جهانی توسط نیروهای بیگانگان (1320 خورشیدی) به حزب توده میپیوندد. و غافل از این که حزب توده از مسکو رهبری میشود، پیوستن به جریان این حزب و کمونیسم، او را به سوی فرقهی دمکرات در آذربایجان میکشاند و به عنوان معاون میرجعفر پیشهوری رئیس انتصابی فرقه از سوی شوروی انتخاب میشود. او پس از سالها آگاه میشود که حزب توده، فرقهی دمکرات و خود او آلت دست بیگانگان بوده است و صادقانه اعتراف میکند: «پس از شهریور 1320 و اشغال ایران از سوی بیگانگان ، مدتی به سببهای گوناگون انتخابات مجلس شورا انجام نگرفت، تا این که قوامالسلطنه دستور انجام انتخابات را داد. دراین انتخابات به یاری قوامالسلطنه و کمک اشغالگران روس چند تن از حزب توده به نمایندگی رسیدند... که بعدها به گروه(فراکسیون) حزب توده مشهور شدند... در این زمانها پیش آمدهای بسیاری در کشور ما پدید آمد که ... مهمترین آنها آزمندی دولت شوروی برای به دست آوردن نفت شمال و شاید دیگر نقاط ایران بود ... از این رو کافتارادزه (گرجی) معاون وزارت خارجه شوروی را برای بستن قرارداد نفت خوریان و همة شمال ایران به تهران فرستادند و از حزب توده خواستند که به سود آن تظاهراتی برپا کنند. حزب در روز معین اعضای خود و اتحادیه کارگران را برای راهپیمایی فراخواند... من در میان جوانان و دانشجویان مجبور بودم نه تنها آنان را فریب بدهم، بلکه خود را نیز بفریبم. چون تصمیم حزب بود که مردم را قانع کنیم که روسها برای بیرون راندن انگلیسها و کوتاه کردن دست شرکت نفت خواستار نفت شمالاند و گرنه نظر ارضی و اقتصادی به خاک و درآمد ما ندارند...» (صفحات 143 و 144 کتاب) اگر چه بیش از یکصد صفحه از ابتدای کتاب به مسایلی چون ماجرای 53 نفر و حزب توده اختصاص یافته، اما این صفحات در حقیقت مدخلی است بر شناختن چگونگی شکلگیری جریان سیاسی کمونیسم در ایران، حزب توده و چگونگی ساختهشدن تشکل فرقة دموکرات آذربایجان توسط دولت شوروی با استفاده از اعضای حزب توده و کمونیست هایی مانند پیشهوری که به طور مستقیم با شوروی در ارتباط بودند. دکتر جهانشاهلو مینویسد: «در همین اوان [بهار 1325] مجلس ملی آذربایجان که نخست انجمن ایالتی فرقه بود و سپس خود را مجلس ملی آذربایجان نامید، مرا به معاونت دولت پیشهوری انتخاب کرد و به تبریز فراخواند... در اینجا برای آگاهی و هشیاری جوانان و هممیهنان مینویسم که در همة زندگی به ویژه در سیاست نباید بیگدار به آب زد، و من زده بودم و با قیام مسلح و خلع سلاح از نیروهای دولت همهی پلهای پشت سر را سوزانده و خراب کرده بودم و راه برگشت نداشتم... از سوی دیگر آقای پیشهوری با تلفن اصرار داشت که من برای یاری وی به تبریز بروم...» (صفحة 201) دکتر جهانشاهلو معاونت پیشهوری را میپذیرد و از این روی به اقتضای سمت خویش، از بسیاری اسرار فرقه از جمله غارت اموال مردم و امول دولتی توسط سران فرقه، تسلط روسها بر تمام امور فرقه و... آگاه میشود. وی پس از نابودی فرقه در ایران و فرار سران و فعالان آن به شوروی نیز به عنوان کمونیستی با سابقه و مورد اعتماد روسها، در جریان اسرار و مسایلی قرار میگیرد که بیگمان اعضای عادی فرقه از آن بی اطلاع بودهاند. از این روست که در کتاب «ما وبیگانگان» ناگفتههای زیادی برای نخستین بار بیان شده است. دستگاه تبلیغاتی شوروی بسیار میکوشید که فرقهی دمکرات آذربایجان را حاصل «نهضت ملّی آذربایجان!» قلمداد کرده و حکومت فرقه را به عنوان «حکومت ملی!» بشناساند. این تبلیغات هنوز هم در جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) که مأوای اعضای فرتوت و از کار افتادهی فرقه دمکرات است، رواج دارد. اما دکتر جهانشاهلو با دلایل و مستندات بسیار و غیر قابل انکار، روسی بودن تشکل فرقه دمکرات را ثابت میکند. وی در مورد زمینههای پدید آمدن فرقهی دمکرات در آذربایجان مینویسد: «اتحادیه کارگران حزب توده که رهبر آن محمد بیریا بود... با نزدیکی به روسها توانست از اتحادیه کارگران حزب تودهی آذربایجان یک دستگاه تمام عیار روسی بسازد، چنانچه همهی کارگران، بایستی کمربند با قلاب داس و چکش [آرم پرچم شوروی] به کمر میبستند. شعارها آشکارا کمونیستی و حتی تجزیهطلبی زیر عنوان آذربایجان واحد بود.» (صفحة 146) «یک سروان سازمان امنیت روسیه به نام نصرت باقراف... نزد من آمد و مرا آگاه کرد که یک افسر عالیرتبه شوروی میخواهد با من دیدار کند... در اتاق کوچکی یک سرتیپ ارتش سرخ به زبان آذربایجانی به من خوش آمد گفت و خود را آتاکشیاف معرفی کرد و سپس گفت: چرا در الحاق سازمان حزب تودهی زنجان به فرقهی دمکرات آذربایجان تردید می کنید.» (صفحة 174) نویسندهی «ما و بیگانگان» ماجرای دیدار خود و پیشهوری با یک سرهنگ روسی را در آستانهی از هم پاشیدن فرقه، اینگونه نقل میکند: «نیروی ارتش از قافلان کوه گذشت و به سوی تبریز پیش می آمد. مردم میهن پرور تبریز هم که از بیگانه پرستان [فرقهی دمکرات] و اوضاع به تنگ آمده بودند، بپا خاستند... دراین هنگام آقای سرهنگ قلیاف به دستور باکو چنین مصلحت دید که آقای محمد بیریا را که با دار و دستههای جاوید و شبستری هواخواه حل مسالمتآمیز [مسأله فرقه] و دریافت امتیاز نفت برای روسها بود، صدر فرقهی دمکرات آذربایجان بگذارد و آقایان پیشهوری و پادگان و مرا به این عنوان که مخالف حسن نیت آقای قوامالسلطنه هستیم، به باکو تبعید کند. اعضای کمیته مرکزی فرقه دمکرات به ایوان مشرف به خیابان پهلوی رفتیم ... آقای پیشهوری با سخنی کوتاه آقای محمد بیریا را رهبر فرقه خواند... آقای پیشه وری و من از در شمالی ساختمان فرقه بیرون و با قرار قبلی به سرکنسولگری شوروی نزد آقای سرهنگ قلیاف رفتیم... آقای پیشهوری که از روش ناجوانمردانه روسها سخت برآشفته شده بود، از آغاز به سرهنگ قلیاف پرخاش کرد و گفت: شما ما را آوردید میان میدان و اکنون که سودتان اقتضا نمیکند، ناجوانمردانه رها کردید... آقای سرهنگ قلیاف که از جسارت آقای پیشهوری سخت برآشفته بود... یک جمله بیش نگفت: سَنی گتیرن سنه دئییر گئت! (کسی که تو را آورده به تو می گوید برو!) ... و از جا برخاست و دم در ایستاد. این بدان معنا بود که دیگر آمادگی گفتگوبا ما را ندارد. باید برویم. (صفحة 257) از این چند سطر به روشنی میتوان دریافت که: پیشهوری و حکومت و مجلس به اصطلاح ملی آذربایجان، فقط نقشی را که روسها بر عهدهی آنها میگذاشتند، بازی میکردند و آلت دستی بیش نبودند. سرهنگ قلیاف رهبر فرقه را عوض میکند، بیریا را به جای پیشهوری مینشاند. بیریا نقش تازه را با رغبت میپذیرد و پیشهوری هم او را به عنوان رهبر فرقه معرفی میکند! وقتی هم که پیشهوری به سرهنگ روس اعتراض می کند، او بسیار منطقی پاسخ میدهد که تو کسی نیستی، این ما بودیم که فرقه را تشکیل دادیم و تو را بر صدر آن نشاندیم و اکنون نیز این ما هستیم که تصمیم گرفتهایم تو باید به باکو بروی! و این خلاصهی سرنوشت فرقهای است که دستگاه تبلیغاتی بیگانگان میکوشیدند آن را به عنوان «نهضت ملی آذربایجان!» قلمداد کنند. نوشتههای دکتر جهانشاهلو دربارهی روسی بودن فرقهی دمکرات آذربایجان با گذشت زمان و انتشار اسناد جدید دربارة این فرقه تأیید میشود. اخیراً در مجلة گفتگو، شماره 40، چاپ تهران، اسناد جدیدی در این باره چاپ شده است. مجله گفتگو با اشاره به برگزاری نشستهایی در گرجستان پیرامون «جنگ سرد در قفقاز» که در فاصلة سالهای 2002ـ 2003 میلادی با حضور تعدادی از پژوهشگران جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان، برگزار گردید، برخی اسناد ارایه شده در این کنفرانسها را منتشر کرده است که نامههایی از سوی دفتر سیاسی حزب کمونیست شوروی و استالین است و نشانگر چگونگی تشکیل حرکتهای جداییطلبانه در ایران و بخصوص تشکیل فرقة دموکرات آذربایجان توسط شوروی میباشد. دکتر جهانشاهلو با معرفی جمعی ازسران فرقه مانند غلام یحیی، سلام الله جاوید، صادق پادگان، شبستری و... و ارایهی شرحی از عملکرد آنان در غارت اموال مردم، جاسوسی برای روسیه و دیگر اعمال آنها طی یک سال تسلط بر آذربایجان، کارنامهی سران فرقه را بازگشوده است. از نکات جالب در کتاب «ما و بیگانگان» آشکار ساختن نقش برخی ارامنه در فرقهی دمکرات آذربایجان است. این فرقه به دستور روسها، میکوشید که نوعی تقابل قومی میان مردم آذربایجان با سایر هموطنان پدید آورد. چنانکه از نخستین اقدامات فرقهی دمکرات، جمعآوری کتابهای درسی از مدارس و سوزاندن آنها بود. کتابهای درسی مردم آذربایجان نیز همانند کتابهای درسی سایر مناطق ایران به زبان ملی یعنی زبان فارسی بود. حکومت فرقه این کتابها را جمعآوری کرد و سوزاند. و کتابهای درسی جدیدی را که به زبان آذربایجانی در شوروی چاپ شده بود، جهت تدریس در مدارس توزیع کرد. دستگاه تبلیغاتی فرقه و سران آنها علیه زبان فارسی تبلیغات کرده و میکوشیدند این زبان را که زبان رسمی ملت ایران و زبان نظامی گنجوی و خاقانی شروانی و صائب تبریزی است، به عنوان زبانی بیگانه در نزد مردم آذربایجان قلمداد کنند. هدف آنها این بود که با قرار دادن زبان قومی در مقابل زبان ملی، احساسات جداییطلبانه را برانگیخته و میان مردم آذربایجان با مردم سایر مناطق ایران، فاصلهی معنوی ایجاد کنند. سران فرقه در حالی که برای فریب مردم آذربایجان تبلیغات ضد فارسی راه انداخته بودند، برخی از ارامنه را به مسندهای مهم گماشته بودند. دکتر جهانشاهلو همدستی ارامنه با فرقهی دمکرات آذربایجان را آشکار ساخته است. او مینویسد: «در میاندوآب، آقای آرام که از ارامنهی مهاجر پیش از جنگ دوم جهانی بود و فرقه او را سرهنگ فدایی خوانده بود، به این عنوان که نیروهای ارتش ... هر شب به آن بخش دستبرد میزند، گذشته از پول، همهی دامهای کشاورزی آن بخش را غارت کرد و پیشاپیش با مشورت سرهنگ قلیاف به ایروان روانه کرد...» اما بخش مهمی از کتاب ارزشمند «ما و بیگانگان» به فعالیتهای فرقهی دمکرات و حزب توده در شوروی و بخصوص در جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی (جمهوری کنونی) اختصاص دارد. بیگمان بسیاری از مسایلی که دربارهی سرنوشت فرقهی دمکرات در شوروی، در این کتاب بیان شده، برای نخستین بار از پرده بیرون افتاده است. جهانشاهلو در بیان سرنوشت و اوضاع و احوال مصیبت بار فراریان فرقهی دمکرات به شوروی و چگونگی رنجها و آوارگیهای آنان، قرار گرفتن بسیاری از فراریان در منگنهی همکاری با سازمان مخوف امنیتی شوروی، تبعید صدها تن از اعضای سادة فرقه به سیبری به جرم تمایل آنان برای بازگشت به ایران و سایر مسایل، اطلاعات ارزندهای به دست داده است که نه تنها موجب جذابیت کتاب میشود، بلکه سرنوشت تیرهی بسیاری از اعضای فرقه را در شوروی و جمهوری سوسیالیستی آذربایجان برای خوانندگان روشن میکند. مرگ اسرار آمیز پیشهوری از جمله موضوعهایی است که نویسنده به عنوان یک مطلع و شاهد به آن پرداخته است: «ژنرال آتاکشی اف [ژنرال روس که در ایران نیز عهدهدار امور فرقه بود!] به من تلفن کرد و گفت: متأسفانه رفیق سید جعفر در راه کیروف آباد [گنجه] در اثر تصادف در گذشته است، من به شما سر سلامتی میگویم ... من میآیم و شما را با خود بدان جا میبرم تا در مراسم به خاکسپاری او آن جا باشیم ... هنگامی که ژنرال آتاکشیاف و من بدانجا رسیدیم، او مرا با خود به ساختمانی که خانوادهی پیشهوری در آنجا بودند، برد و پس از تسلیت به خانم پیشهوری به اتاق کوچکی که تابوت را گذاشته بودند، رفتیم. او گفت که لازم ندیدم همه برای دیدن جنازه به اینجا بیایند... من هنگامی که جنازه را بررسی کردم، با یک دید، نشانههای مسمومیت را دیدم.[جهانشاهلو پزشک است] چون همه تن ورم کرده بود و تنها دو زخم کوچک، یکی در گوشه راست صورت و دیگری در گردن نزدیک شانه دیده میشد. من از ناآزمودگی، بدون دوراندیشی گفتم؛ رفیق ژنرال! این دو زخم کوچک که آدم را نمیکشد، چگونه او با این زخمها مرده است؟ او نگاهی ژرف و پلیسی و پند آمیز به من افکند و گفت: رفیق دکتر، شما که با او در زندان رضا شاه بودهاید و میدانید که او سالها درآن جا با دشواری زندگی کرد. در این پیشامد قلب بیمارش تاب نیاورد و متأسفانه از دست رفت. بیمارستان نیز گزارش داده است که از نارسایی قلبی تلف شده است... پس از این گفتگوی کوتاه، روی جنازه را پوشاند و به کسانی که گویا از پیش در پشت در آماده بودند، دستور داد، همانجا و در همان اتاق تابوت را میخکوب کردند.....»(صفحة 8-297) و اینگونه بود عاقبت کسی که با طناب بیگانگان به چاه رفته، و راه را از چاه نشناخته بود. در بیان علت کشته شدن پیشهوری توسط دستگاه امنیتی جمهوری آذربایجان که شعبهای از دستگاه امنیتی شوروی بود، مطالب فراوانی گفته شده است. اما به نظر میرسد، کشته شدن وی علتهای گوناگونی داشت. نخست اینکه پیشهوری در پی از هم پاشیدن فرقه، دریافته بود که به عنوان آلت دستی مورد استفاده روسها قرار گرفته و به وطن خود خیانت کرده است.بدین جهت ناراضی و سرخورده شده بود. نارضایتی و سرخوردگی وی از شوروی به عنوان فردی شناخته شده و کمونیستی با سابقه، برای شوروی تبعات ناخوشایندی می توانست داشته باشد و علاوه بر این موجب میشد که دیگر ایرانیان فراری و پشیمان نیز جسارت اعتراض بیابند و پشیمانی خود را ابراز کنند. از منظر دیگر، شوروی که ناچار شده بود به عقبنشینی نیروهایش از ایران و سقوط فرقه تن در دهد، در پی بهبود روابط خود با ایران بود و مرگ پیشهوری میتوانست به عنوان علامتی مثبت و حاکی از حسن نیت شوروی تلقی شود... پیشهوری را کشتند، و عاقبت و سرنوشت دیگر ایرانیان نیز که از رهگذر ایجاد فرقهی دمکرات آذربایجان به شوروی پرتاب شده بودند، اندوهبار است. دستگاه امنیتی شوروی با کسانی که پشیمان شده بودند و در اندیشهی بازگشت به میهن بودند ، با خشونت تمام برخورد کرد. بسیاری از آنها فقط به جرم ابراز تمایل برای بازگشت به ایران، به سیبری و اردوگاههای کار با اعمال شاقه روانه شدند. عدهای که استعداد انجام کارهای تبلیغاتی و فرهنگی داشتند، در خدمت اهداف ضد ایرانی دستگاه تبلیغاتی شوروی قرار گرفتند. بسیاری از آنها را به جاسوسی علیه همدیگر گماشتند و به کارهای پست مانند خبرچینی وادار کردند... در کتاب «ما و بیگانگان» که در 477 صفحه به شیرازه درآمده و برای نخستین بار به سال 1380 توسط انتشارات ورجاوند در ایران چاپ شده است، میتوان قصه اندوهبار ایرانیانی را که فدای سیاستهای مداخلهگرانه و ضد انسانی بیگانگان و عوامل آنها در ایران شدند، بازخواند... اینک گوشهای از جنایات دستگاه امنیتی شوروی و مأموران امنیتی جمهوری آذربایجان را در حق ایرانیانی که از رهگذر فرقهی دمکرات به کشور بیگانهای پرتاب شده بودند، به نقل از کتاب «ما و بیگانگان» میخوانیم: در اسارت جلادان دورهی دوم آموزش گروههای ایرانی در مدرسه حزب کمونیست آذربایجان [شوروی] شاید از سال آموزشی 32-1331 آغاز گردید. در این دوره دانشجویان ایرانی جز چند تن باسواد که آمادگی فهم و درک فلسفه و مسایل سیاسی و دیگر برنامههای مدرسه را داشتند، بقیه نه تنها گواهی دبیرستان که تصدیق دبستان هم نداشتند. گر چه در آغاز به دستور کمیتهی مرکزی حزب بلشویک کمیتهی مرکزی فرقه بر آن شد که از نامزدهایی که از دید حزبی پذیرفته شدهاند، آزمایش سواد انجام گیرد و دستگاه تبلیغات و آموزشی فرقه آزمایشهایی در مرکز برخی از استانهای آذربایجان [شوروی] انجام داد، اما نتایج آزمایشها نشان داد که گزینش صد دانشجوی باسواد که توان درک برنامهی مدرسهی حزب را داشته باشند ممکن نیست، از این رو با تلاشهایی که انجام گرفت گروه دوم دانشجویان مدرسهی حزب کمسواد بودند و از میان آنان جز چند تن نتوانستند از آموزش بهرهمند شوند. در گزینش دانشجویان، پیشآمدی کرد که برای خوانندگانی که کمتر از روش کار دشمنان ایران آگاهند عبرت افزاست. هنگامی که من در زنجان بودم، جوانی را که نخست در سازمان جوانان حزب توده و سپس در فرقهی دمکرات و در ردههای فدائیان به نام اصغر کاکاوند و از کردان غاغازان (1) بود از نزدیک میشناختم. او جوانی تیز هوش و دلیر و پرتلاش و فداکار بود که یک بار در نبرد با تفنگداران آقای محمود ذوالفقاری اسیر شد، اما توانست با زیرکی و دلیری بگریزد. او پس از برچیده شدن دستگاه فرقه خود را به آن سوی ارس ـ آذربایجان شوروی ـ رساند و در یکی از بخشها که اکنون نام آن را به یاد ندارم، به کار سرگرم شد. گاهی نامهای به من مینوشت و از کارش خشنود بود. زمانی که برای آموزش دورهی دوم مدرسهی حزب، دانشجو آماده میکردیم، او نزد من آمد و خواست که او را در شمار دانشجویان مدرسهی حزب بپذیرم. من نام او را که از هر جهت شایستگی داشت نوشتم و از تصویب کمیتهی مرکزی نیز گذشت، چون از دید گذشته های سازمانی در حزب توده و فرقهی دمکرات آذربایجان و پایهی سواد بدون مانع بود. او از این که به زودی در مدرسهی حزب آموزش سیاسی خواهد دید، بسیار خشنود بود. چند روز پس از آن آقای سرهنگ محمد سراجعلی اینسکی که نمایندهی سازمان امنیت شوروی در فرقه بود، پنهانی به من گفت؛ دکتر، نام اصغر کاکاوند را از صورت دانشجویان این دوره حذف کن. گفتم؛ چرا؟ او جوانی بسیار شایسته است و شاید از همهی نامزدان این دوره بهتر و برتر است. گفت؛ آری، ما او را خوب میشناسیم، بسیار شایسته است، اما او را برای کار دیگری که بسیار ارزنده است لازم داریم. من دریافتم که او به گونه ای مورد بهرهبرداری آنان است، اما نمیدانستم چه کاری. بیشتر گمان می کردم که از او در میان ایرانیهایی که در بخشهای آذربایجان شوروی سرگرم کار کشاورزی هستند، بهرهبرداری میشود. روزی پس از آن، آقای کاکاوند پریشان و گریان به خانهی من آمد (من آن زمان دیگر در مدرسه حزب زندگی نمیکردم و خانه ای داشتم) و گفت؛ به من گفتهاند که نباید در مدرسهی حزب دانشجو شوم. من جز شما کسی را ندارم، به من یاری کنید. گفتم؛ به من هم گفتهاند، اما با این که آنها از تو بسیاری راضی هستند، نمیدانم سبب مخالفتشان چیست. آنها به من گفتهاند که تو را برای کار ارزندهای لازم دارند. گفت؛ رازی است که کسی نمیداند و نباید بداند، اما ناچار باید با شما در میان بگذارم، شاید راه چاره ای پیدا کنید. او گفت که پس از یک دوره آموزش در دستگاه امنیت اکنون مرز شکن هستم (از خوانندگان پنهان نمیکنم، با این که با مسائل فرقه و مناسبات خودمان با مقامات روس از نزدیک آشنا بودم؛ تا آن روز از مرز شکنی آن چنان که آقای کاکاوند بازگو کرد، آگاه نبودم) او گفت که چگونه از دید زندگی نسبت به دیگر ایرانیانی که در کارخانهها یا کشتزارها کار می کنند در آسایش است. اما هر یک ماه و گاهی بیشتر با شرایط ویژهای از مرز آذربایجان شوروی و ایران میگذرد و بسته به مأموریتش روزی یا روزهایی را در آنور ارس در روستاهای ایران به سر می برد و با دستنشاندگان روسها که در روستاهای آذربایجان ایران هستند، داد وستد آگاهی میکند و بازمیگردد. او با چشمی گریان میگفت که رفیق دکتر، زندگی من هر دم در خطر است. من هر گاه ژاندارم و سربازان و مأموران دولت ایران را در آن سوی مرز میبینم، مرگ را پیش چشم خود نزدیک مییابم. چون با این که شناسنامهی ساختگی با همه ویژگیهایش در جیب دارم و کسانی هم در روستای ایران هستند که تصدیق میکنند من آن جایی هستم، اما اگر به مأمور کار کشته و آزمودهای برخورد کنم، بیگمان گرفتار خواهم شد. هر دم هنگام گذر از مرز ممکن است به تیر مرزدار یا ژاندارمی از پای درآیم و اگر گرفتار شوم چه بسا خود اینها مرا نابود خواهند کرد. اینها بارها سفارش کردهاند که اگر گرفتار و شکنجه شدم و دیدم تاب پایداری ندارم، باید خودم را بکشم. تنها امیدم در این جا به شماست، چون اینها از شما شنوایی دارند و یگانه راهی که ممکن است مرا از این بلا و از چنگ اینها رها کند، این است که به مدرسهی حزب بیایم.گفتم؛ من تلاش کردهام و باز هم خواهم کرد، اما امید این که آنها موافقت کنند، بسیار کم است. تلاش من و خود کاکاوند برای رهایی از آن گرداب به جایی نرسید، چون او یکی از بهترین کسانی بود که برای این کار یافته بودند. زبانهای ترکی آذری و فارسی و کردی را بدون گویش (لهجه) گفت و گو می کرد و روسی هم خوب آموخته بود. از اینها گذشته بسیار هوشیار و چابک و دلیر و کاردان بود. پس از چند سال که از او گاهی نامهای می رسید، به ناگاه دیگر از او نامهای نرسید. هنگامی که از مسکو برای دیدار دخترم و دوستان به باکو رفتم، از آقای ادیب که او هم در زنجان عضو حزب توده و فرقه دمکرات و فدایی و مردی کاردان و پاک سرشت بود و در راه آهن باکو کار می کرد، جویای کاکاوند شدم، او گفت که دست کم هر ماه نامهای می نوشت، اما نزدیک یک سال است که از او خبری ندارد. آقای ادیب با اندوه گفت: پیداست که سر به نیست شده است. از این حرف آقای ادیب دریافتم که او نیز از راز او آگاه است. هنگامی که در مسکو بودم نیز پیشآمدی کرد که بیشتر با مرز شکنی سازمان امنیت روس آشنا شدم ... روزی بانویی با تلفن، خود را منشی دستگاه جمهوری آذربایجانشوروی در مسکو معرفی کرد و گفت که به دستور دستگاه کاری است که به مشورت شما نیاز دارم، از این رو زمانی را معین کنید تا نزد شما بیایم. در این جا یادآور میشوم که جمهوریهای شوروی هر یک در مسکو دستگاه نمایندگی دارند که پارهای از کارهای آن جمهوری ها به یاری آن دستگاهها انجام میگیرد. من روزی را تعیین کردم. آن بانو که اکنون نامش را به یاد ندارم، به خانهی من آمد و با خود پروندههای بسیاری را همراه داشت و گفت؛ چون مشاور ما در این گونه کارها، آقای اسدی است و ایشان اکنون به مرخصی رفتهاند و کارها پنهانی و از اسرار است، از این رو مقامات مربوطه به ما دستور دادند که تنها با شما میتوانیم موضوع این پروندهها را در میان بگذاریم. ادارهی ما از این بابت به شما پولی نیز خواهد پرداخت. من به ایشان یادآور شدم که در برابر چنین کارهای اجتماعی مزد نمی ستانم. آن بانو نزدیک به بیست پرونده و شاید بیشتر را یک به یک با من در میان گذاشت و پاسخ و مشورت مرا به روسی یادداشت کرد. پروندهها از آن ایرانیانی بود که در آذربایجان شوروی در گذشته به کار مرزشکنی سرگرم و هر یک به گونهای سر به نیست شده بودند. سر به نیست شدگان هر یک از خود همسر و چند فرزند و عدهای مادر و خواهر بیسرپرست به جای گذاشته بودند. آنها در نامههای خود که به رئیس جمهور و سازمان امنیت و حزب کمونیست شوروی و رهبر آن آقای برژنف نوشته شده بود، از سازمان امنیت آذربایجان شوروی شکایت کرده بودند که به معرفی غلام یحیی سرپرست خانوادهی آنها را به کار مرز شکنی گماشته و چند سال است که سر به نیست شدهاند و آنها زندگی بسیار دشوار و غمانگیزی را میگذرانند و دستگاه آذربایجان شوروی و فرقه کوچکترین کمکی به بازماندگان قربانیان خود نمیکنند و بسیاری شکایتهای دیگر. هممیهنان به ویژه جوانان ما که در آینده چه بسا در راهشان چنین دامهایی گسترده خواهد شد، درست توجه فرمایند که کارهای نادرست من و همکاران و همگامانم که در برپایی حزب توده و فرقه دمکرات آذربایجان دست داشتیم، چه پی آمدهای شومی برای هممیهنانمان به بار آورد و چه جوانانی را که سرمایههای ارزنده و گرانبهای میهن ما بودند به رایگان به کشتن داد و چه خانوادههایی را بیسرپرست و بیسامان کرد. ما که بیگمان خود میخواستیم زندگی هممیهنان خود را بهبود بخشیم، دانسته و ندانسته آنان را در پرتگاههایی بیمناک رها کردیم. به دیگران کاری ندارم، اما من در برابر سروش درون خود بسیار شرمندهام. چون تنها این بیست و اندی خانواده نبود که از حزب بازی و فرقهتراشی ما به دست بیگانگان از میان رفت، بلکه مسیر زندگی هزاران خانوادهی دیگر را نیز دگرگون کرد و چه بسا آنها را به روز سیاه نشاند. باز در اینجا برای پندآموزی جوانان میهن سرگذشت جوانان دیگری را یادآور میشوم. نام او را نمیخواهم بنویسم، چون چه بسا زنده است و در سراشیبی زندگی دچار بیمهری و خشمگردانندگان دستگاه روس میشود. او جوانی بود خوش سیما، سیه چرده و نازک اندام و بسیار چالاک و ورزشکار. او از شهر تبریز بود، در آذرماه 1325 که ما آذربایجان را رها کردیم، او نیز که آن زمان نوجوانی بود، با دیگران به آذربایجانشوروی آمد. نخست در یکی از بخشها بود. هنگامی که به یاری گردانندگان شوروی به ویژه آقای میر جعفر باقراف جوانان را به آموزش گذاشتیم، او نیز در یکی از هنرستانها به آموزش سرگرم شد و خوب آموزش میدید. من در آن زمان عضو دفتر سیاسی فرقه و دبیر تبلیغات آن بودم و آموزشها نیز زیر نظر من بود. روزی پاسخگوی آن هنرستان با تلفن به من یادآور شد که آن جوان در پارهای درسها حاضر نمیشود. من او را برای بررسی کارش به فرقه خواندم. اما پیش از آنکه او بیاید، آقای سرهنگ سراجعلی اینسکی که بیشتر روز را در دستگاه فرقه دمکرات میگذراند، به من یادآور شد که آن جوان را به سبب غیبت در درسها سرزنش نکنم، چون آنها از او برای کارهای ارزندهی دیگری بهرهبرداری میکنند. من دریافتم که آن جوان از بیم نکوهش من از آنها خواسته است تا عذر موجهش را به من یادآور شوند. هنگامی که او نزد من آمد، گفت؛ رفیق دکتر! میدانم که شما برای غیبتهایی که در درسها دارم، مرا فراخواندهاید. اما به راستی من خود نیز ناخشنودم، چون هر بار که چند روز غیبت میکنم، ناچار باید با کار بیشتر درسهای واپسمانده را بیاموزم. گفتم؛ خوب چارهای نیست برو و سرگرم کار خود باش. او گفت؛ رفیق دکتر، چون می دانم شما از کارهای دوستان تا اندازهای آگاهید، اجازه بدهید کمی شما را از آن آگاه کنم، چون کاری است که شاید با پیشآمدی به یک باره جانم را از دست بدهم، ازاین رو دست کم شما بدانید که چگونه از میان رفتهام. او گفت چون ورزیده و بسیار چابک است و میتواند به هر قطار راهآهنی که تند در حرکت است، سوار و پیاده شود، هر گاه که دوستان (دستگاه امنیت روس) به سندی یا چیزی از یک مسافر خودی و بیشتر بیگانه نیازی دارند، او چنین وظیفهای را انجام میدهد. برای نمونه کیف دستی یک مسافر را در قطار میزنم. آنها پس از عکسبرداری و بررسی به آن مسافر منتی هم میگذارند که آن را یافتهاند و اگر نیاز باشد، اصلاً دیگر به او آن را پس نمیدهند. آن جوان چنان ورزیده و چالاک و ماهر بود که شاید اگر در میهن آموزش هنرپیشگی میدید، یکی از بزرگترین و بنامترین هنرپیشگان جهان می شد. اما افسوس که ما زندگی او را تباه کردیم و آلت بیارادهی بیگانگان شد. اکنون نمیدانم زنده است یا در گذشته است. اینها را از این رو در این سرگذشت آوردم تا مایهی عبرت جوانان ما شود و در آینده فریفتهی در باغ سبزهایی که بیگانگان سرخ و سیاه و دست نشاندگان آنان نشان میدهند نشوند و از راه راست میهن پروری و ایران دوستی گامی به راست و به چپ برندارند و زندگی خود و دیگر هممیهنان را تباه نکنند.(2) 1- غاغازان بخشی از زنجان و قزوین به شمار می آید که بیشتر روستاییان آن کُرداند و به زبانهای کردی و فارسی و آذری هر سه سخن میگویند (توضیح از دکتر جهانشاهلو) 2- «در اسارت جلادان» عنوانی است که ما خود بر این بخش از خاطرات دکتر جهانشاهلو نهادهایم. این خاطرات در صفحات 330 تا 335 و 339 تا 401 کتاب «ما و بیگانگان» آمده است.
| لینک | ۱۳۸٩/٥/٩ - آذر جانان |
معرفی کتاب
«سرایندگان شعر فارسی در قفقاز»
اثر: روانشاد استادعزیز دولتآبادی
بخش مهمی از کتاب قطور تاریخ ادبیات فارسی را صفحات مربوط به شاعران فارسی سرای خارج از مرزهای کنونی ایران ، به ویژه شاعران سرزمینهای قفقازی ایران تشکیل میدهد.
نگارش شرح احوال، تراجم و آثار این سرایندگان شعر پارسی از دیرباز در لابلای تذکرههای مختلفی همچون تذکرة دولتشاه سمرقندی، آتشکدهی آذر، تحفهی سامی، مجمعالفصحاء و ... مجال بروز یافته و در تذکرههایی همچون ریاضالعاشقین، گلستان ارم، تذکرة نواب، روضات الجنان و جنات الجنان، سفینهی محمود، دانشمندان آذربایجان و ... به طور تفصیلی و موضوعی و گاه به صورت اختصاصی ذکر گردیده است.
تعداد بیرون از شمار این شاعران از یک سو و همچنین انعقاد قراردادها و معاهدههای دردسرساز ترکمانچای و گلستان از سوی دیگر که موجب جدایی بخش عمدهای از کشور ایران و واگذاری آن به خاک روسیه شد و در نتیجه ”ادبیات حسرت“ را در شعر پارسی و ترکی به وجود آورد؛ باعث شده است بستر تازهای در سدههای اخیر در باب پژوهشهای ادبی گشوده گردد و آن، تأمل در احوال شاعران ناحیه قفقاز است.
آنچه مسلم است در آن سوی ارس ( ایران شمالی ) شاعران بزرگی زیستهاند؛ سلسله این شاعران بزرگ به کسانی چون ابوالعلای گنجوی، خاقانی شروانی، مجیرالدین بیلقانی، فلکی شروانی و ... میرسد که هم اینک دواوین این گویندگان شعر فارسی در اختیار علاقهمندان قرار دارد.
سرگذشت و زندگینامه تعدادی از این شاعران که از نعمت اشتهار برخوردارند، هم اینک موجود است. از جمله همین چند شاعری که نام بردیم. منتها تأمّلی بر فهارس کتابخانههای کشور و حتی نگاهی به فهرست نسخ خطی و چاپی فارسی در کشورهای دیگر گواهی بر این مدّعاست که در این بین نام شاعران بیشماری از این خطه از قلم تذکرهنویسان افتاده است. علاوه بر این در برخی از این تذکرهها به دلیل عدم وجود اطلاعات کافی، و یا شاید به دلیل خطی و ناخوانا بودن منابع؛ تراجم احوال و آثار برخی از این شاعران یا به طور ناقص درج شده و یا اصلاً غلط های فاحشی در آنها راه یافته است.
خوشبختانه پس از انتشار کتب منبعشناسی همچون فرهنگ سخنوران مرحوم خیامپور و ... تا حدودی این مشکل رفع شد و بسیاری از منابع خطی و حتی چاپی ناشناخته و گمنام از پرده برافتاد و زمینه فراهم شد تا ”مردی از خویش برون آید و کاری بکند.“
و در سالهای گذشته عزیز دولتآبادی از سلسلهی این مردان بود که به اقدام ارزندهای دست زد و پس از استقصای بلیغ موفق شد با انتشار کتاب ”سرایندگان شعر پارسی در قفقاز“ منبع موثق و قابل اعتمادی در شرح احوال شاعران ترکیگوی فارسی سرای سرزمین قفقاز (منطقه آران ـ ارمنستان ـ داغستان و گرجستان) تدوین کند.
”سرایندگان شعر پارسی در قفقاز“ به سال 1370 شمسی از سری مجموعهی انتشارات ادبی ـ تاریخی موقوفات دکتر محمود افشار یزدی به چاپ رسید. در این مجموعه سه تن از فضلای معاصر ـ شادروان دکتر یحیی مهدوی، دکتر جعفر شهیدی و مرحوم دکتر جواد شیخالاسلامی ـ در هیئتهای ویژه وظیفه گزینش کتاب را بر عهده داشتند که به محض رویت این اثر به چاپ آن اقدام کردهاند.
کتاب مذکور در چهار فصل تشکیل شده است. در فصل اول که به ناحیهی آران اختصاص یافته شاعرانی که از نواحی اردوباد، باکو، بردع، بیلقان، خلاط، شروان، قراباغ، گنجه و نخجوان برخاستهاند معرفی شده است. در این فصل شرح حال 177 تن از شاعران منطقه ذکر گردیده است.
در دومین فصل کتاب مطالعه کننده با پارسیسرایان ارمنستان که تعداد آنها 12 تن میباشد؛ آشنا میشود. تمام شاعران ارمنستان که در این کتاب معرفی شده اند اهل ولایت ”ایروان“ میباشند.
در فصل سوم شرح حال 13 تن از شاعران داغستان که شهر ”دربند“ هم در این قسمت قرار دارد ذکر شده است.
آخرین فصلِ اثرِ عزیز دولتآبادی به شاعران پارسیسرای گرجستان اختصاص دارد. در مجموع شرح حال 227 تن از شاعران خطّهی قفقاز در این کتاب وجود دارد.
متقدمترین شاعری که در این اثر شرح حال وی ذکر شده ابوالعلای گنجوی ـ پدر همسر خاقانی ـ و متوّفی به سال 554 هجری و متأخرترین آنها ناظم ایروانی در گذشته به سال 1342 قمری میباشد. همچنین اولین شاعری که شرح حال وی در کتاب نقل شده ابراهیم اردوبادی و آخرین آنها یوسف گُرجی است.
”سرایندگان شعر پارسی در قفقاز“ ابتدا با معرفی سرزمینهای قفقاز و ذکر جغرافیای تاریخی این نواحی آغاز میشود. مؤلّف از بیان ویژگیهای طبیعی، مواهب الهی همچون معادن و محصولات، صنایع، مردم شناسی منطقهی قفقاز و مذهب دریغ نورزیده و بخشی از کتاب را به توضیح برخی از اصطلاحات ویژه همچون فارسی ارانی و آشنایی با آذربایجان شوروی و ... اختصاص داده است.
در مقدمهی کتاب، بخش ”پارهای از اشتباهات تذکرهنویسان“ از جمله مباحث انتقادی مؤلف محترم است. در این قسمت عزیز دولتآبادی به برخی از اشتباهاتی که صاحبان تذکرهها در بارهی شاعران قفقاز دچار شدهاند، اشاره میکند. این اشتباهات متوجه کسانی چون محمدعلی تربیت، عبدالرسول خیامپور، محمد مظفر حسین صبا صاحب تذکرهی روز روشن و تدوین کنندهی کتاب ”فهرست کتابهای خطی کتابخانه ملّی تبریز (میر ودود سیدیونسی) میباشد.
دولت آبادی در هر فصل، پیش از پرداختن به شرح حال شاعران منطقهی مورد بحث، ابتدا، توضیحاتی در بارهی آن ناحیه و ویژگیهای تاریخی و جغرافیاییاش به دست میدهد.
قسمتی از کتاب به بخش ”حواشی و تعلیقات“ اختصاص یافته است. مؤلف در این قسمت به توضیح بیشتری در بارهی برخی از مطالب کتاب که نیازمند ایضاح و تشریح میباشد پرداخته است.
پس از بخش تعلیقات، فهرست اعلام، فِرق، امکنه و کتب درج شده است. همچنین بخش ”سالشمار“ در این کتاب قابل توجه است که مؤلف اقدام به درج و ذکر اهم حادثههای منطقهی قفقاز بر مبنای سالهای قمری و معادل میلادی کرده است. فهرست منابع و ستون غلطنامه، بخش پایانی ”سرایندگان شعر پارسی در قفقاز“ میباشد.
| لینک | ۱۳۸٩/٥/٩ - آذر جانان |
بازتاب جنگهای روس - ایران در شعر ایران زمین
"فصلهای تاریکی "( جنگهای روس با ایران در شعر فارسی) تازه ترین کتابی است که درباره جنگهای معروف روس – ایران در اوایل قرن 19 میلادی که منجر به اشغال سرزمینهای قفقازی ایران توسط روسیه شد منتشر گردیده است . نویسنده این کتاب محمد طاهری خسروشاهی نویسنده و روزنامه نگار تبریزی است که سالها به تحقیق و تفحص درباره موضوع پرداخته است . این کتاب در حقیقت نشان دهنده آن است که سرزمین قفقازی ایران برای نسل جدید ملت ایران موضوعی زنده است و همچنان قلب ملت ایران بخصوص روشنفکران و نویسندگان آذربایجانی به یاد ولایتهای کهن ایران مانند شروان و باکو و نخجوان و گنجه میتپد و این ولایتهای کهن در ذهن و ضمیر ملت همچنان ایرانی است . این کتاب ارزشمند را میتوان یکی از دستاوردهای نهضت فرهنگی سالهای اخیر دانست که توسط نویسندگان و روزنامه نگاران آذری در ایران رهبری میشود و هدف آن پیوند دوباره " ایران شمالی " ( جمهوری آذربایجان ) با مام میهن یعنی ایران است.
کتاب ارزشمند " فصلهای تاریکی " حدود 250 صفحه میباشد که توسط انتشارات تمدن ایرانی در سال 1388 منتشر شده است.
یکی از مقالات کوتاه کتاب را تقدیم علاقمندان میکنیم :
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ--
قاف هرگز لانة غازان نشد
آشیان هرزه پروازان نشد
بازتابجنگهای روس با ایران
در شعر مجمر اصفهانی (1225 ـ 1190)
- محمدطاهری خسروشاهی
مجمر اصفهانی و جنگهای روس با ایران
مجمر اصفهانی از سرایندگان معروف عصر قاجار و مجتهدالشعراء دربار فتحعلی شاه بود. «اولین برخورد او با شاه قاجار در یکی از جبهههای جنگ در ناحیه ایروان صورت گرفته. حضور او در دربار شاه با وقوع دوره اول جنگهای روس با ایران همزمان بوده و تا 1225 که سال وفاتش میباشد، معاصر این کشمکشهای پردامنه بوده است.» (بهبودی، 1373 : 51)
استاد محیط طباطبایی در مقدمه دیوان مجمر اصفهانی، نخستین برخورد شاعر با فتحعلی شاه و ورود او به جریان جنگهای روس با ایران را در سال 1219 و در کنار رودخانه ارس میداند. « [مجمر] در اوایل سال 1219 به تهران رسیده، شاه در این موقع برای جلوگیری از تجاوز سپاه روس به چمن سلطانیه و از آنجا به آذربایجان عزیمت کرده بود و در پایتخت حضور نداشت. مجمر در مصاحبت نشاط [اصفهانی] که قصد الحاق به اردوی شاهی را داشت، تا کنار ارس رفت و چون از مسافرت خود در ملک بردعه داستانی دارد، معلوم میشود به همراه اردوی شاهی از قراباغ تا ایروان رفته و شاهد ورود فتحعلیشاه به ایروان و عقبنشینی روسها بوده است. وقتی شاه از ایروان به تهران بازگشت، مجمر نیز با اردوی شاهی به تهران آمد و این سفری که در دیده او مظهری از فتح و نصرت شاه بر روسیه وانمود شده بود، او را به سرودن ترکیببند و قصیده غرائی در وصف مراجعت شاه وادار کرد.» (مجمر، 1345 : مقدمه)
سفر مجمر اصفهانی از زاد و بوم خود به پایتخت، همزمان با دوران پرآشوب ایران و بحبوحه جنگهای روس با کشور ما بود. البته «پیش از رسیدن مجمر به تهران، فتحعلیشاه ... از نظر داخلی فراغت جالی یافته بود و این امر در روحیه مردمی که قریب یکصد سال با هرج و مرج و جنگ و ستیز و غارت و چپاول متناوباً انس خاطر پیدا کرده بودند، اثری فوقالعاده بخشید؛ ولی تجاوز روسها به قفقاز این آسایش خیال موقتی را تازه برهم زده بود که مجمر به تهران آمد.» (همان)
از مطالعه دیوان مجمر اصفهانی چنین برمیآید که وی بیشتر با هدف تحریض سپاهیان به جنگ با دشمن و آن هم در قالب مدح پادشاه ـ به عنوان فرمانده اصلی جنگها ـ اقدام به سرودن شعر کرده است.
مجمر اصفهانی حدود سه سال پیش از انعقاد عهدنامه گلستان درگذشت، بنابر این روزهای سخت نبرد و اشغال بخشهایی از سرزمین ایران توسط روسها را ندید. چه بسا چنانچه اوضاع بد سیاسی آن روزگار پرآشوب را بیشتر و بهتر میدید، بر حجم گفتار خود درباره این جنگها میافزود و لحن بیان خویش و روزنه نگاهش را نیز تغییر میداد.
« پیش از آن که ورق برگردد و فتحعلیشاه تیغ عالمسوز را در نیام فرو برد و نخستین عهدنامه شوم در محل گلستان بسته شود، شیرازه دفتر عمر مجمر از هم گسیخته و رخت از سرای عاریت بیرون برده بود». (همان)
دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در بررسی ویژگیهای شعر عصر قاجار مینویسد: «مسایل اصلی که در شعر این دوره مطرح میشود و تقریباً در سراسر شعر این دوره دیده میشود، عبارت است از مقدار زیادی مدح و ستایش پادشاهی، خانی یا امیری. اگر تمها و درونمایههای حاکم بر شعر این دوره را بررسی کنیم، یک مقدار مدایح تکراری درباری است که حتی از لحاظ «معیار ارزشها» هم تحولی در آن دیده نمیشود.» (شفیعی، 1380 : 21)
«اشعاری که از مجمر پیرامون جنگهای روس با ایران باقی مانده، بیشتر در «مدایح رفتن خاقان گیتیستان به جنگ روس و کیفیت احوال ایشان و مراجعت موکب همایونی به دارالخلافه تهران در ورود سپاه نصرتپناه خاقان سپهر بارگاه از رزم روس به دارالخلافه باهره و ترتیب بزم عیش و نشاط و در مراجعت موکب فیروزی کوکب از جنگ روس به دارالخلافه ... میباشد.» (بهبودی ، 1373 : 51)
با این همه آنچه مهم است اینکه الحاق شعرهای مجمر با زبانی فاخر و بیانی بلند و بلیغ سروده شده است و اشعار او دربارة جنگ روس ـ ایران از شعرهای بسیاری از شاعران قویتر است.
حیات مجمر اصفهانی
سیدحسین طباطبایی متخلص به مجمر اصفهانی به سال 1190 هجری قمری در روستای کویری زواره بر سر راه کاشان و یزد متولد شد. وی که از سادات طباطبایی زواره بود، مقدمات علوم را نزد پدر آموخت و از رهگذر آشنایی با میرزا عبدالوهاب معتمدالدوله نشاط اصفهانی به دربار خاقان قاجار راه یافت و از شاعران بزرگ انجمن ادبی نشاط گردید.
مجمر اگر چه ورود خود به صحنه ادبی ایران را مدیون نشاط اصفهانی است، اما گویا براساس آنچه صاحب حدیقهالشعرا میگوید « پس از آن که به میانجیگری نشاط در تهران به دربار شاهی راه یافت و شهرت و عزتی به دست آورد، نسبت به نشاط راه بیاعتنایی بلکه حسد و بدخواهی در پیش گرفت و در نتیجه به تیر دعای بد نشاط خورد و جوان مرگ شد.» (دیوان بیگی، 1346 : 285)
مجمر اصفهانی در نزد فتحعلی شاه قاجار ارج و قربی داشت و شاه هراز گاه برای آزمایش قدرت طبع شاعر، او را امتحان میکرد و قصایدی از شعرای عهد سلجوقی را طرح مینمود تا مجمر به اقتفای آن اشعار برود.
مرگ مجمر به سال 1225 قمری در 35 سالگی او اتفاق افتاده است. (1)
جنگهای روس با ایران در شعر مجمر اصفهانی
پیش از این بیان شد عمده اشعاری که از مجمر اصفهانی در رابطه با جنگهای روس با ایران باقی مانده، در مدح رفتن پادشاه و سپاهیان ایران به میدان نبرد و یا توصیف بازگشت لشکریان پیروز از مقابل لشکر تجاوزگر روسیه میباشد.
مجمر اصفهانی دوران طلایی جنگهای روس با ایران و به اصطلاح نیمکره روشن این نبردها را دید؛ دورانی که همراه با پیروزی ایرانیان بود. او سه سال پیش از عهدنامه گلستان درگذشت و اشغال سرزمینهای ایرانی را ندید. بنابر این تلقی شعری و تاریخی مجمر اصفهانی از این نبردها با کسانی چون قائممقام فراهانی که به طور مستقیم در ارتباط با جنگهای روس بود، متفاوت خواهد بود.
یکی از قصاید معروف و مهم مجمر اصفهانی که در موضوع نبردهای روس با ایران سروده شد، قصیده نسبتاً بلندی است که مجمر در آن به توصیف صحنههای جالبی از این جنگها میپردازد که در میان شاعران همعصر او، کمتر به چشم میخورد.
در برخی از ابیات این قصیده که در «مدایح رفتن خاقان گیتیستان به جنگ روس و کیفیت احوال ایشان و مراجعت موکب همایون به دارالخلافه تهران و خطاب به اسرا» سروده شده، از زبان اسیرانی از روس که به دست سپاه ایران افتادهاند، به گلایه از روزگار و سرنوشت میپردازد. در عین حال واقعیاتی از اوضاع ایران در زمان جنگ به ویژه خیانت برخی سران کشور را بیان میکند.
استاد محیط طباطبایی درباره این قصیده مینویسد: «منظره اُسرایی را که در جنگ روس به دست افتاده و به تهران انتقال داده بودند، طوری زنده و مؤثر بیان میکند که در ضمن، حالت اضطراب و وحشت عموم را پیش از بازگشت شاه از ایروان و داستان خیانت برخی از سرداران را در سازش با روسها و رفع این نگرانیها را به بهترین صورتی گوشزد میسازد. منظره وحشتزدگی و پریشانی و مجروحی اسیران را در این ابیات، مانند یک صفحه تذهیب شدهای با قلم نازک رسم میکند.» (مجمر ، 1345 : مقدمه)
توصیف حالات اسیران روس در ایران و خیانت برخی رجال:
یارب این قوم کدامند گرفتار چنین
نه تو را رحم بر آن و نه مرا رحم بر این
کوچه در کوچه همی تا گذری زار و نزار
خانه در خانه همی تا نگری خوار و حزین
همه در خلقت از آنسان که مگر از شیطان
همه در طینت از آنسان که مگر از سجین
از بر و بام همی باب کشان را دشنام
از بر و بوم همی مام کُشان را نفرین
سینه آن یک و بس نوک هزاران خنجر
دیده این یک و بس نیش هزاران زوبین
ز سنانی تن آن خسته که میدادش تاب
به کمندی سر این بسته که میجستش چین
گر سوالی کند این، گوید آه از گه رزم
گر جوابی دهد آن، گوید داد از دم کین
تیغی ار بنگرد آن وحشت کاینک ثعبان
رمحی ار بنگرد آن دهشت کاینک تنین
دستگیری نه بغیر از سر فتراکش آن
پایمردی نه به غیر از سر زنجیرش این
همش این مویه که آخر نه من از نسل نیال
همش آن ناله که آخر نه من از تخم تکین
پره لشکر من بودی چندان که گمان
عرصه کشور من بودی چندان که یقین
گُرز من بود که بشکست در کالنجر
تیغ من بود که بگشود در قسطنطین
تنم اکنون نگر از گرز همی در بستر
سرم ایدون نگر از تیغ همی بر بالین
جان من بردگی جیش ملک راست زمان
تنِ من بندگی حضرت شه راست رهین
بند حاجت نبود بازوی آنرا که چنان
طوق لازم نبود گردن آنرا که چنین
گرچه مستوجب ظلمیم ولیکن مظلوم
گرچه شایسته جوریم ولیکن مسکین
گر گناهی است از آن عفو ملک صدچندان
گر خطائیست ازین لطف ملک صد چندین
گرنه ما از پی ایمان نه شما صاحب شرع
گرنه ما از پی آئین نه شما را پیدین
تا کی از قتل یکی ساعد قومی افگار
تا کی از خون یکی ناخن قومی رنگین
چند بیخانه به هر دشت زما خانه خدای
چند بیپرده به هر شهر زما پردهنشین
گرد ما پره و آگه نه که در پره جنگ
دور ما حلقه و واقف نه که در حلقه کین
شاه بشکست به یک صدمه دو صد جیش گران
شاه بگشود به یک حمله دو صد حصن و حصین
روس همخانه باد است در آن هر چه مکان
روم همسایه خاک است در آن هر چه مکین
به هوا مرغی اگر پره افروخته بال
به زمین وحشی اگر جنبد آزرده سرین
هین که آمد همه جا دولت و بختش به یسار
هان که آمد همه جا نصرت و فتحش به یمین
باز شد جای سنان نای قلم نایبهخوار
باز شد جای زره چشم نگین حادثهبین
آن یکی ساخت کمان از خم ابروی سیاه
این یکی کرد کمند از سر زلف مشکین
آنکه رفتی به بر خصم، بر یارش جوی
آنکه بودی ز پی جنگ، پی صلحش بین
شاه را دشنه هندی، نگه نرگس آن
شاه را جوشن چینی، شکن سنبل این
جم نگین فتحعلی شاه که با بندگیش
چه عجب ملک جم آرند اگر زیر نگین
آنکه چون رزمش هرچ آن اثر رستاخیز
آنکه چون بزمش هرچ آن صفت علییین
هر کجا گوئی از لشکریانش که چنان
هر کجا گویی از پرد گیانش که چنین
تا ابد خاک در آن بوم شود خونآشام
تا ابد باد در آن مرز شود مشکآگین
دشمن از شاهد ملکش نبرد بهره که نیست
کام فرهاد به جز تلخی کام از شیرین
قصد شاهی زپس بندگیش کی باشد
ساکن باغ جنان را سخن از فروردین
قدر او را چه ز بدگوئی حاسد، چه شود
در بن طاس فلک، گر مگسی راست طنین
کفر و ایمان خورد از تیغش یک آب عجب
به لبی سم نقیع و به لبی ماءمعین
نیکبختی نه به سعی است، بگو خصمش را
دیو از کوشش مشاطه نشد حورالعین ...
(دیوان مجمر ـ ص 150)
یکی دیگر از قصاید مجمر اصفهانی در رابطه با جنگهای روس با ایران شعری است که شاعر آن را «در مراجعت موکب فیروزی کوکب از جنگ روس» سروده است. مجمر در این قصیده که در آن به آثار پیشینیان به ویژه قصاید پرشکوه بزرگان ادب فارسی نظر داشته، به توصیف میدان رزم بخصوص خیمهگاه سپاه ایران و سربازان دلیر عباسمیرزا در مقابل لشکریان روس منحوس پرداخته است.
صدای گوش آشنای برخی از حروف و اوجآرایی الفبای این قصیده، یادآور چکاچک ضربههای تیغ و سنان و شمشیر در میدان نبرد است؛ نبردی که در یک سوی «پلنگان سلحدار» و در سمت دیگران «نهنگان زرهپوش» قرار گرفتهاند. گویا در پی ورود سپاه پیروز، بلافاصله مجلس مهیا میشود و سلطان بر اورنگ شاهی تکیه میزند.
مرحوم محیط طباطبایی بدون این که از شعر خاصی یاد کرده باشد، در مقدمه دیوان مجمر از قصیدهای سخن میگوید که شاعر آن را در توصیف لشکریان ایران و میدان رزم سروده و در پی آن به دریافت لقب مجتهدالشعرایی از فتحعلیشاه موفق شده است. از آنجا که این قصیده یکی از آثار نادر مجمر است که اغلب ابیات آن در توصیف مقاومت سربازان و صحنههای نبرد و شجاعت شاه ایران در جنگ سروده شده، لذا احتمال میرود منظور استاد محیط طباطبایی از آن قصیده، شعر زیر باشد.
بازگشت سربازان ایران از جنگ روس به تهران:
خاست گردی که منور شد از آن چشم جهان
مگر از کوکب سلطان جهان داد نشان
گردی انداخته بر سطح زمین سایه امن
گردی افراخته بر فرق جهان چتر امان
به هوا بیخته از زلف عروسان چمن
به فلک خاسته از دامن حوران جنان
گیسوی شاهد اقبال از آن نافهگشای
طره لعبت اجلال از آن مشک افشان
بر در خرگه حشمت همه جا بوده مقیم
از پیلشکر شوکت همه ره بوده روان ...
بوده چون ابری و تابنده از آن تیر و سنان
چرخ کس دیده که از دشنه و تیغش اختر
ابر کس دیده که از تیر و سنانش باران
با نهنگان که یکی بحر گداز از خنجر
زان پلنگان که یکی کوه گداز از پیکان
خیز و بشنو که زیک حملهشان آمده چون
خیز و بشنو که به یک صدمهشان مانده چسان
روس و روسی همه این خسته و آن بیبنیاد
روم و رومی همه این بسته و آن بیبنیان
جیش بشکسته و باز آمده نصرت به رکاب
ملک بگشوده و باز آمده دولت به عنان
کینه در سینه آن یک چو به خارا آتش
فتنه در دیده این یک چو به دریا طوفان
همه از رزم به بزم آمده، خوش بزم چنین
همه از جنگ به صلح آمده خوشجنگ چنان
مطربا، چنگ پس از کوس بیاور به کنار
ساقیا، جام پس از تیغ درافکن به میان
چشم گردون چو همی تار شد از گرد سوار
روی هامون چو همی سرخ شد از خون یلان
گوش کن ناله تار ار چه به روز جمعه
نوش کن باده سرخ، ار چه به ماه رمضان
ساخت باید ز پس از ساز دعا، ساز نوا
خواست باید ز پس از ساز خسان، خون رزان
خاصه سلطان چو شد از کوهه زین بر اورنگ
خاصه خسرو چو شد از عرصه کین در ایوان ...
سوی میدان همه بیباره بتازد خسرو
خون دشمن همه بیدشنه بریزد سلطان
گه بود اشهب تازی و گهی ادهم کلک
گه بود خنجر هندی و گهی تیغ لسان
روز بار است و جهان راست عتاب از سرهنگ
روز بار است و فلک راست قفا از دربان
تا قضا را که دگر سنگ زند بر تارک
تا قدر را که دگر مشت زند بر دندان
پیشگاه است که تا در سپرد پای خیال
آستان است که تا درنگرد چشم گمان
زادگان شه و از طاعت آن جانپرور
بندگان شه و در خدمت این جانافشان
ماحی کفر ابوالسیف، شه ملک آرا
حامی شرع ابوالنصر، شه ملکستان
رزم جو فتحعلی شه که چو تازد پی رزم
زندش فتح همی بوسه به نعل یکران
آنکه با لشکر او فتح و پیاپی میثاق
آنکه با کشور او امن و دمادم پیمان
از زمین تا به زمین گنج و ازو یک تدبیر
بحر تا بحر همه شورش و زو یک فرمان
بر لب حاسدش از آنچه به عالم افسوس
در دل دشمنش از آنچه به گیتی افغان
عفو او بین و خطا، کو ز ازل تا به ابد
حفظ او بین و بلا کو زکران تا به کران
درخم خام تو یا در خم گردون که بود
هر کجا خصم تو بیچاره به کام ثعبان
از سر انگشت قضا خون بچکد گر بکند
بسوی خنجر خونریزت اشارت به بنان
به طرب خوش نشد آن دل که تو جستیش نژند
به دوا به نشود درد که مرگش درمان
آه خصم تو اگر سرد کند طبع حمل
تف قهر تو کند گرم مزاج سرطان
نفس آنگونه که در دیده تو گفتی پیکان
ملک ری بیتو چو ما بود که گفتی دارد
دل مجروح و تن خسته و جان نالان
بیبهار کرمت در تن بیبرگی چند
جان زبیرونقی آن شاخ که در فصل خزان
زرد شد کشت امل، تخم مرادی بفکن
خشک شد نخل طرب، بیخ نشاطی بنشان
حال این جمع پریشان به تو نتوانم گفت
آه کین قصه جانسوز نگنجد به بیان
تنگ شد جا به مقیمان سپهر از لب ما
پس بهر زاویهاش پیک دعا جست مکان
تا یکی کشته ز تیغ است و یکی کشته ز عشق
تا یکی زنده به یار است و یکی زنده به جان
باد تا کشته قهر تو نه آن کشته نه این
باد تا زنده لطف تو نه این زنده نه آن
(دیوان مجمر ـ ص 144)
مجمر اصفهانی که قالب قصیده را برای پرداختن به مسئله جنگهای روس و توصیف عزیمت ایرانیان به جنگ و بازگشت سپاه ایران از نبردها، برگزیده، در یکی از اشعار ترجیعبند خود به این جریان اشاره کرده، به توصیف بازگشت پیروزمندانه سربازان ایران از نبرد با روسیه تزاری پرداخته است.
در بازگشت شاه از جنگ با روسیه تزاری:
شه آمد و تکیه زد بر اورنگ
از رزم به بزم کرده آهنگ
هم ساغر دولتش به کف پر
هم شاهد نصرتش به بر تنگ
هم جان به هوای لعبتی شوخ
هم دل به خیال شاهدی شنگ
در ساغر بخت حاسدش خون
بر شیشه عمر دشمنش سنگ
جانها به رهش هزار وادی
دلها ز پیاش هزار فرسنگ
از رزم رسیده با میاش صلح
در بزم نشسته با غمش جنگ
ساقی به هزار گونه آئین
مطرب به هزار گونه آهنگ
با ماه بگو به کف نهد جام
با زهره بگو به بر نهد چنگ
کاین بزم شهنشه جهانست
عشرتگه خسرو زمان است
شاها پس از اینکه روزگاری
جز پیکارت نبود کاری
در کار طرب بکوش اکنون
کآسوده به فکر کارزاری
مست می نصرتی، مبادت
زین باده جانفزا خماری
بردی چو قرار دشمن، اکنون
با پیر مغان بده قراری
خصمت همه صید شد، بیفکن
در صیدگه طرب شکاری
بگذار زکف کمند و برگیر
در کف سر زلف تابداری
بگشای زه از کمان و بربند
دل در خم ابروی نگاری
سیمین زره اندر آر و زندست
در حلقه زلف مشگباری
بربند میان به عیش و آنگاه
این نغمه شنو ز هر نگاری
کاین بزم شهنشه جهان است
عشرتگه خسرو زمان است
(دیوان مجمر ـ ص 249)
یادداشتها ـــــــــــــــــــــــــ
1.
طلعت اصفهانی، در ماده تاریخ فوت مجمر اصفهانی گفته است:
تاریخ رحلتش را از عقل خواست طلعت
گفتا بگو: جوان رفت سید حسین مجمر = 1225
قطره اصفهانی نیز در همین موضوع سروده است:
دل را برید از جان و آنگاه قطره گفتا
« سوی جنان روان شد سیدحسین مجمر» = 1225
| لینک | ۱۳۸٩/۱/۱۱ - آذر جانان |
طرح تعطیل ، تخریب و حذف مساجد توسط دولت باکو
عارف محمدزاده
یکی از گسترده ترین اقدامات ضد دینی دولت کمونیستی شوروی سابق بخصوص در دوره حاکمیت استالین ، حذف مساجد از زندگی مردم در مناطق مسلمان نشین بود. طی دوره کمونیستی که حدود هفتاد سال به طول انجامید ، دولت مسکو 99 در صد مساجد را تعطیل و یا تغییر کاربری داد . به گونه ای که بسیاری از مساجد در سراسر مناطق مسلمان نشین شوروی و از جمله منطقه ایران شمالی ( جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی ) برای همیشه تعطیل و یا به انبار کالا و غلات و حتی مراکز آموزش موسیقی و ... تبدیل شدند. دولت شوروی برای استفاده تبلیغاتی و برای فریب افکار عمومی کشورهای اسلامی تنها برخی مساجد تاریخی در مراکز جمهوریهای مسلمان نشین را باز نگه میداشت و در این مساجد نیز اغلب ماموران سازمان اطلاعات و امنیت شوروی در نقش روحانی فعالیت میکردند. با آغاز روند فروپاشی شوروی در دوره گورباچف و سست شدن شیرازه اقتدار دولت کمونیستی ، فعالان اسلامی در ایران شمالی به طور خودجوش نسبت به بازگشایی مساجد اقدام کردند. اگر چه ممکن است برای برخی تعجب آور باشد اما بازگشایی مساجد یکی از مطالبات دایمی مسلمانان بود و به همین جهت نیز به محض فراهم شدن امکان بازگشایی مساجد ، مسجدهای باکو و شهرهای دیگر از جمله گنجه ، نخجوان ، لنکران ، ماساللی و.... و زیارتگاههای مقدس مانند زیارتگاه بی بی هیبت و بی بی رحیمه بازگشایی شدند و شیعیانی که دهها سال از امکان انجام اعمال مذهبی محروم بودند نسبت به تعمیر و بازسازی اماکن مقدس اقدام کردند.
در فاصله سالهای 1991 ( فروپاشی شوروی و امضای سند استقلال جمهوری آذربایجان توسط ایاز مطلب اف ، نخستین رییس دلت باکو بعد از استقلال) تا 1994 ( روی کار آمدن کمونیست پرسابقه و از مسوولان ارشد سازمان ک گ ب حیدر علی اف و امضای توافق اتش بس با ارمنستان ) به دلیل مناقشه قره باغ و درگیریهای سیاسی داخلی و جنگ قدرت و فلاکت اقتصادی و گرسنگی ، حاکمان باکو فرصتی برای سرکوب گرایشات مذهبی مردم نداشتند اما با ر وی کار آمدن حیدر علی اف و هماهنگی دقیق وی با امریکا برای طرحریزی آینده کشور ، تلاش گسترده ای را برای پیشگیری از گسترش روحیات مذهبی و ظهور مذهب در جامعه آغاز شد . حیدر علی اف در نخستین اقدام به سرکوب گسترده " حزب اسلام " دست زد . ساختمانهای این حزب را تسخیر کرد .حملات شبانه ماموران امنیتی به سبک دوره شوروی به خانه های فعالان اسلامی آغاز شد . سران حزب دستگیر و تحت شکنچه های وحشیانه قرار گرفتند . « علی اکرام علی اف » از فعالان اسلامی دوره شوروی که حزب اسلام را تاسیس کرده بود به 11 سال زندان محکوم گردید و برخی از اعضای عالیرتبه حزب نیز تحت شکنچه به شهادت رسیدند . این نخستین رویارویی حیدر علی اف با اسلامگرایان بعد از فروپاشی بود . در حقیقت حیدر علی اف نشان داد که همچنان و به شدت به آموزه های مکتب استالین در مبارزه با مذهب و دین وفادار است.
حیدر علی اف از آن بیم داشت که اسلامگرایان تحت فشارهای شدید دولت دست به اسلحه ببرند و به همین جهت کوشید تا مانع از این کار شود . بدین جهت پس از آنکه به امریکا نشان داد در سرکوب اسلامگرایان جدی است ، کوشید تا فضاهایی برای فعالیت های اسلامگرایان باقی بگذارد . از سوی دیگر حیدر علی اف همواره به دنبال این بود که به امریکا نشان دهد که اسلامگرایان در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) خطری برای دولت باکو و نیز منافع امریکا محسوب میشوند و اگر علی اف از قدرت کنار نهاده شود این اسلامگرایان هستند که قدرت را در دست خواهند گرفت . در حالی که واقعیت چیز دیگری بود و حیدر علی اف بدینوسیله و اقدامات دیگر از جمله گسترش روابط با رژیم صهیونیستی ، واگذاری منابع نفتی به شرکتهای امریکایی و غربی ، واگذاری امکانات نظامی کشور به امریکا در جریان اشغال افغانستان و عراق میکوشید تا از حمایت امریکا برای تداوم حاکمیت خود بهره برداری کند که البته این سیاست تامین منافع امریکا نیز بود و به همین دلیل امریکا هرگز دولت حیدر علی اف را به خاطر سرکوب شدید نیروهای مخالف حتی غربگرایان افراطی مانند احزاب جبهه خلق و مساوات نکوهش نکرد.
با این همه حیدر علی اف از ظهور مذهب در جامعه به شدت نگران بود . وی که در جریان انقلاب اسلامی ایران وقتی که دردولت مسکو مسوولیت معاون نخست وزیر را برعهده داشت از گستره و عمق نیروی مذهب و مذهبی های انقلاب برای ایجاد دگرگونی در جامعه آگاهی یافته بود همواره از آن بیم داشت که حکومتش توسط مذهب و مذهبیها متزلزل و منهدم شود. بنابر این باز هم به مکتب استالین بازگشت . استالین و کمونیستهای شوروی چگونه با مذهب مبارزه کردند ؟ وی پاسخ این سوال را به خوبی میدانست ، چرا که عمر خود را در مکتب استالین سپری کرده بود. نخستین اقدام حیدر علی اف بعد از سرکوب خونین حزب اسلامی به سوی مساجد معطوف شد . مسجد جامع ( جمعه ) به عنوان سمبل فعالیت جوانان اسلامگرا در باکو محسوب میشد . این مسجد تاریخی هویت اسلامی – ایرانی دارد و شعر زیر بر سر در آن نوشته شده است :
گشاده باد به دولت همیشه این درگاه
به حق اشهد ان لااله الا الله
حیدر علی اف در نخستین اقدام به تعطیلی این مسجد تاریخی دست زد . امام جماعت مسجد ( ایلقار ابراهیم اوغلو ) دستگیر و زندانی گردید . علی اف در مرحله بعد آموزش قرآن در مساجد را ممنوع کرد . این در حالی است که آموزش قرآن کریم در مدارس دولتی و غیر دولتی نیز ممنوع است . علی اف خطاب به معلمان آموزش و پروش گفت : « به جای آموزش قرآن به دانش آموزان تاریخ آذربایجان و موسیقی یاد بدهبد »
حیدر علی اف به دلیل مواجهه با مرگ نتوانست اقدامات استالینی خود را ادامه دهد . وی هنگامی که در یک مرکز نظامی در حال سخنرانی بود ناگهان از پشت تریبون فرو افتاد و در حالی که دستش را بر روی قلب خود گذاشته بود گفت : « چه کسی مرا زد ؟ » حدود بیست دقیقه بعد وی دوباره به پشت تریبون آمد تا سخنرانی خود را ادامه دهد اما باز هم فرو افتاد اما برای همیشه ... بدینگونه دفتر زندگی وی برای همیشه بسته شد.
اما طرح مبارزه با مذهب در دولت باکو بسته نشد . و البته مبارزه با دین و مذهب بیشتر معطوف به اسلام و اسلامگرایان است . مثلا هر یهودی در باکو میتواند کاندیدای نمایندگی مجلس شود ، اما فعالان دینی مسلمان حق ندارند کاندیدای نمایندگی مجلس شوند. نواختن زنگ کلیساها ممنوع نیست اما پخش صدای اذان از مساجد ممنوع است .ساختن کنیسه ها توسط یهودیان مانعی ندارد اما مسلمانان نه تنها نمیتوانند مساجد تازه ای احداث کنند بلکه مساجد ساخته شده یک به یک توسط دولت تخریب میشود. این نکته نیز قابل توجه است که فقط مساجد شیعیان تخریب میگردد .
مقامات باکو اعلام کرده اند که میخواهند بر مساجد تسلط بیشتری داشته باشند چرا که ممکن است مورد استفاده نیروهای افراطی و مسلح قرار گیرد و نیز به برخی اقدامات عناصر مسلح اشاره کرده اند . این در حالی است که تاکنون گروههای شیعه در هیچ اقدام مسلحانه ای در جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) دست نداشته اند و تنها عناصر و محافل و گروههای وهابی و سلفی سنی درگیریهای معدودی با دولت باکو داشته اند . آن هم در حالی که برخی از نیروهای ارتش و سازمانهای مسلح دولت باکو به این گروهها پیوسته و در حمایت از آنها نقش داشته اند . اگر قرار باشد به دلیل احتمال استفاده عناصر افراطی ( وهابی ) از مساجد ، مساجد شیعیان را تخریب و تعطیل کرد ، چرا با و جود استفاده این گروهها از افسران و درجه داران ارتش ، پادگانهای باکو تخریب نمیشود ؟
در هر حال به نظر میرسد دولت باکو در مبارزه با مساجد و. اسلامگرایان
- تحت فشارها و توصیه های بیرونی بخصوص امریکا و اسراییل است.
- دولتمردان باکو اغلب تربیت شدگان دوره کمونیسم هستند و ضدیت عمیقی با مذهب دارند و به همین دلیل مبارزه با مذهب و دین به عادت سیاسی آنها تبدیل شده است .
- دولت باکو و متحدینش مانند دولت صهیونیستی و امریکا ظهور مذهب در کشور را به معنای موفقیت ایران میدانند. چرا که ایران دارای یک حکومت اسلامی است.
اما اگر دولتمردان باکو اندکی دوراندیشی داشته باشند و سرنوشت شوروی را از نگاه عبرت بنگرند در می یابند که حذف مذهب و مسجد از جامعه حتی به قیمت ریختن خون میلیونها انسان نیز ممکن نیست و تنها نتیجه ای که دولت باکو میتواند از تداوم مبارزه با مسجد و مذهب به چنگ آورد ، نفرت عمومی است . به هر حال و علیرغم حاکمیت هفتاد ساله کمونیستها بر مسلمان قفقاز جنوبی ( با اکثریت قریب به اتفاق شیعه ) این واقعیت قابل تغییر نیست که مردم ایران شمالی مسلمان هستند و یک جامعه اسلامی نمیتواند بدون مسجد باشد . تلاش دولت باکو برای تخریب و تعطیل و حذف مساجد از جامعه تنها ماهیت ضد اسلامی این دولت برای مردم روشنتر میسازد.
| لینک | ۱۳۸٩/۱/۱۱ - آذر جانان |

